راهکارهایی برای راه اندازی سایتهای خرده فروشی

راه اندازی سایت برای هر کسب و کاری که شما دارید امروزه از ملزومات هر شغلی شده است. در عین حال که توجه به راه اندازی و طراحی سایت برای مشاغل مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است ، باید به چگونگی طراحی و راه اندازی آن نیز توجه شود. از جمله کیفیتهایی که امروزه باید […]

راه اندازی سایت برای هر کسب و کاری که شما دارید امروزه از ملزومات هر شغلی شده است. در عین حال که توجه به راه اندازی و طراحی سایت برای مشاغل مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است ، باید به چگونگی طراحی و راه اندازی آن نیز توجه شود. از جمله کیفیتهایی که امروزه باید به آن توجه شود.

امروزه خرده فروشی های بسیار زیادی در دنیای کسب و کار اینترنتی راه اندازی شده است. میزان بازدید و توجه مشتریان و مخاطبان به این شبکه ها نیز به یک اندازه نیست. به همین دلیل اولین مسئله ای که در طراحی سایت برای خرده فروشی ها باید به آن توجه شود این است که به استانداردهایی که مشتریان شما دارند یا معیارهایی که بر اساس آنها مشتریان خود را انتخاب می کنید باید توجه داشته باشید. برای اینکه بتوانید سایت خرده فروشی خود را راه اندازی کنید نیاز به اقدامات زیر دارید.

یک) سرعت سایت

سرعت سایت شما یکی از عوامل اصلی در جذب مشتریان است. سعی کنید سرعت سایت خود را افزایش دهید. زیرا امروزه ، مشتریان دیگر منتظر نمی مانند که سایت شما بالا بیاید ؛ زیرا سریع به سایتهای مشابه دیگر سر می زنند. پس یکی از عوامل اصلی که می تواند مشتریان شما را در سایتتان نگه دارد این است که سرعت سایت خود را بالا ببرید تا مشتریان و مخاطبان شما بیش از اندازه در سایت شما وقتشان تلف نشود. امروزه می توانید از امکانات بسیار زیادی برای افزایش سرعت سایت خود استفاده کنید. بر اساس آنچه که گوگل گزارش کرده است سرعتی که می تواند سرعت مطلوب به حساب بیاید می توانیم حداکثر آن را ۳ ثانیه بدانیم. اگر فکر می کنید سایت شما سرعتش پائین تر از این حرفهاست باید سعی کنید سرعت آن را افزایش دهید. در ادامه به روشهایی که می توانید سایت خود را با سرعت بالایی راه اندازی کنید می پردازیم.

دو) همگام سازی تصاویر

همه فروشگاه ها چه خرده فروشی و چه فروشگاه های بزرگ امروزه از تصاویر متعددی از محصولشان در سایت خود استفاده می کنند. تجربه نشان داده است سایتها و فروشگاه هایی که از تصویر استفاده می کنند. می توانند توجه بیشتر مشتریان را جلب کنند. به همین دلیل باید از تصاویر برای جلب مشتریان و همچنین معرفی محصول خود استفاده کنید. اما مسئله این است که همیشه تصاویر می توانند سرعت سایت شما را به حد چشمگیری کاهش دهند. از طرفی ، آپلود کردن تصاویر با وضوح کمتر و کیفیت پائین تر هم بسیار بدتر از نداشتن تصویر است. زیرا برای مشتریان مهم است که عکسهای شما از محصولتان با کیفیت بالایی ثبت شود. زیرا آنها می توانند اطلاعات درستی از محصول و ویژگیهای ظاهری آن به دست آورند.

بر اساس تجربه مشاور بازاریابی ،  شما نمی توانید از کیفیت تصاویر برای بالا بردن سرعت سایت خود استفاده کنید. زیرا استفاده از این روش به ضرر خودتان تمام می شود و آن گونه که باید نمی توانید مشتریان را جذب کنید. پس بهترین روش این است که از همگام سازی تصاویر با مرورگر خود استفاده کنید. سعی کنید از هر مرورگری که استفاده می کنید تصاویر خود را متناسب با آن همگام سازی کنید. مرورگر شما می تواند بدون کاهش حجم عکسها آنها را در سایت بارگذاری کند.

سه) روشهای مختلف

قطعاً روشهای مختلفی برای افزایش سرعت سایت وجود دارد ، بهتر است از روشهای مختلفی استفاده کنید و به یک روش برای افزایش سرعت سایتتان اکتفا نکنید.

چهار) سازگاری با موتورهای جستجو

از آنجایی که برای افزایش بازدید از سایت خود باید مدیریت سئو داشته باشید و سعی کنید میزان بازدید از سایت خود را از این طریق افزایش دهید بهتر است سایت خود را متناسب با موتورهای جستجو طراحی کنید و به گونه ای دست به مدیریت سئو بزنید که بتوانید افرادی که به سایت شما سر می زنند  و از آن بازدید می کنند را افزایش دهید.

بر اساس آموزش بازاریابی ، اگر سعی کنید کلید واژه های مناسبی را انتخاب کنید می توانید میزان بازدید از سایت خود را افزایش دهید و هماهنگی با مورتورهای جستجو می تواند سرعت سایت شما را افزایش دهد.


موضوع مرتبط :

معایب فروش آنلاین از نگاه مشاور بازاریابی

بخشهای مختلف تجارت اینترنتی و مجازی

نقش تجارت الکترونیک در بازاریابی الکترونیکی

هر چند وقت یکبار نیاز است مطالب سایت خود را آپدیت کنیم؟

بازاریابی غیرانتفاعی یا خیرخواهانه یا Non-profit

در عرصه بازاریابی با بازارها و بازاریابی های متعددی مواجه هستیم. یکی از این بازاریابی ها ، بازاریابی غیر انتفاعی است. به این بازاریابی ها بازاریابی non-profit گفته می شود. این بازاریابی ها یا شرکتها معمولاً جزء شرکتهای خدماتی هستند که فعالیت آنها در زمینه خدمات است نه در زمینه بیزینس و بازار و به […]

در عرصه بازاریابی با بازارها و بازاریابی های متعددی مواجه هستیم. یکی از این بازاریابی ها ، بازاریابی غیر انتفاعی است.

به این بازاریابی ها بازاریابی non-profit گفته می شود. این بازاریابی ها یا شرکتها معمولاً جزء شرکتهای خدماتی هستند که فعالیت آنها در زمینه خدمات است نه در زمینه بیزینس و بازار و به همین  دلیل به آنها non-business هم می گویند. در واقع در این نوع از بازاریابی از کالاهای ملموس خبری نیست. می توانیم سازمانها یا انجمن ها و شرکتهایی که به فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی مشغول هستند جزء این دسته از بازاریابی بدانیم. می توانیم این نوع بازاریابی را به یک وظیفه برای انجام کارهای خوب تشبیه کنیم.

افرادی که تلاش می کنند در کنار فعالیتهای خود یک فعالیت اجتماعی یا اخلاقی داشته باشند معمولاً از این بازاریابی استفاده می کنند. همچنین از طریق این بازاریابی می توانند نگرش مخاطبان را نسبت به خودشان مثبت کرده و در زمینه فعالیتهای تجاری خود نیز موفقیت های بیشتری به دست آورند. از طرفی اگر شما دست به بازاریابی به صورت غیر انتفاعی بزنید به هزینه و بودجه کمتری برای این کار نیاز دارید. به همان اندازه نیز میزان سود آنها نسبت به کسب و کارهای سودآور کمتر است. به همین علت است که رسانه های محدودی به این نوع بازاریابی می پردازند.

در این نوع بازاریابی چون بودجه بازاریابی کم است برای اینکه انواع مختلف بازاریابی ها را انجام بدهید با مشکل مواجه خواهید شد. بنابراین ، می توانیم این نوع بازاریابی را در خصوص مسائل زیر به کار ببریم.

یک) مسائل اجتماعی

ما با مسائل مختلف اجتماعی از جمله آسیب های اجتماعی یا مسائل فرهنگی مواجه هستیم. می توانیم همین مسائل را به عنوان موضوع کسب و کار خود انتخاب کنیم و بازاریابی غیر انتفاعی راه اندازی کنیم.

دو) مسائل زیست محیطی

مسائل زیست محیطی نیز از جمله مواردی هستند که امروزه بسیاری از شهرها و کشورها با آن دست به گریبان هستند و به همین دلیل از جمله موضوعات مناسب برای بازاریابی غیر انتفاعی است.

سه) سلامت عمومی

سلامتی بزرگترین نعمت برای هر فردی است. این را اکثر انسانها می دانند و برای آن ارزش قائل هستند. حساسیت این موضوع را بسیاری از افراد به خوبی درک کرده اند و سعی می کنند از آن در بازاریابی خود استفاده کنند. بنابراین ، به ارتقای سلامتی افراد با روشهای مختلف از جمله اطلاع رسانی یا تولید محتوا و روشهای دیگر می پردازند.

روشهای مختلف برقراری ارتباط با مخاطبان از روشهای بازاریابی غیرانتقاعی است. تصور کنید شما می خواهید از مخاطبان خود درخواست کنید تا برای انجام یک امور خیریه کمک مالی داشته باشند. شما با افرادی که سنین مختلف دارند و وضعیت اقتصادی آنها نیز با هم متفاوت است مواجه هستید. به عنوان مثال ، اگر شما مخاطبان کم سن و جوان و از طرفی مخاطبان مسن نیز دارید نحوه ترغیب آنها برای مشارکت در امور خیریه ای که مد نظر شماست متفاوت است.

می توانید از رسانه های به روز تر مانند اینستاگرام یا شبکه های اجتماعی دیگر برای برقراری ارتباط با این دسته از مخاطبان خود استفاده کنید در حالی که می توانید برای مخاطبان مسن تر خود از رسانه های چاپی یا رسانه هایی که آنها مخاطبان اصلیشان هستند استفاده کنید. همچنین برای افرادی که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار هستند ،  این نوع بازاریابی متفاوت از افرادی باشد که از وضعیت متوسط یا حتی پائین تری برخوردار هستند.

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این نوع بازاریابی به هوشمندی بیشتری نیاز دارد چرا که محصول شما یک محصول خدماتی است که نمی توانید ملموس بودن آن را به خوبی نشان دهید و مشتریان شما باید مفید بودن یا ارزش واقعی آن را درک کنند تا از آن استقبال کنند. برای اینکه بتوانید پیام خود را به گوش مخاطبانتان به خوبی برسانید و از طرفی مطمئن باشید که مخطابان زیادی خواهید داشت ، از فضا و امکاناتی که رسانه های اجتماعی در اختیار شما قرار می دهند استفاده کنید.

موضوعاتی مانند بحران آب ، کودکان کار ، آلودگی هوا و غیره از جمله موضوعاتی هستند که در بازاریابی غیر انتفاعی مورد توجه قرار می گیرند.


منبع :

بازاریابی اجتماعی

بازاریابی سبز

بازاریابی غیرانتفاعی یا خیرخواهانه یا Non-profit

در عرصه بازاریابی با بازارها و بازاریابی های متعددی مواجه هستیم. یکی از این بازاریابی ها ، بازاریابی غیر انتفاعی است. به این بازاریابی ها بازاریابی non-profit گفته می شود. این بازاریابی ها یا شرکتها معمولاً جزء شرکتهای خدماتی هستند که فعالیت آنها در زمینه خدمات است نه در زمینه بیزینس و بازار و به […]

در عرصه بازاریابی با بازارها و بازاریابی های متعددی مواجه هستیم. یکی از این بازاریابی ها ، بازاریابی غیر انتفاعی است.

به این بازاریابی ها بازاریابی non-profit گفته می شود. این بازاریابی ها یا شرکتها معمولاً جزء شرکتهای خدماتی هستند که فعالیت آنها در زمینه خدمات است نه در زمینه بیزینس و بازار و به همین  دلیل به آنها non-business هم می گویند. در واقع در این نوع از بازاریابی از کالاهای ملموس خبری نیست. می توانیم سازمانها یا انجمن ها و شرکتهایی که به فعالیتهای سیاسی ، اجتماعی و مذهبی مشغول هستند جزء این دسته از بازاریابی بدانیم. می توانیم این نوع بازاریابی را به یک وظیفه برای انجام کارهای خوب تشبیه کنیم.

افرادی که تلاش می کنند در کنار فعالیتهای خود یک فعالیت اجتماعی یا اخلاقی داشته باشند معمولاً از این بازاریابی استفاده می کنند. همچنین از طریق این بازاریابی می توانند نگرش مخاطبان را نسبت به خودشان مثبت کرده و در زمینه فعالیتهای تجاری خود نیز موفقیت های بیشتری به دست آورند. از طرفی اگر شما دست به بازاریابی به صورت غیر انتفاعی بزنید به هزینه و بودجه کمتری برای این کار نیاز دارید. به همان اندازه نیز میزان سود آنها نسبت به کسب و کارهای سودآور کمتر است. به همین علت است که رسانه های محدودی به این نوع بازاریابی می پردازند.

در این نوع بازاریابی چون بودجه بازاریابی کم است برای اینکه انواع مختلف بازاریابی ها را انجام بدهید با مشکل مواجه خواهید شد. بنابراین ، می توانیم این نوع بازاریابی را در خصوص مسائل زیر به کار ببریم.

یک) مسائل اجتماعی

ما با مسائل مختلف اجتماعی از جمله آسیب های اجتماعی یا مسائل فرهنگی مواجه هستیم. می توانیم همین مسائل را به عنوان موضوع کسب و کار خود انتخاب کنیم و بازاریابی غیر انتفاعی راه اندازی کنیم.

دو) مسائل زیست محیطی

مسائل زیست محیطی نیز از جمله مواردی هستند که امروزه بسیاری از شهرها و کشورها با آن دست به گریبان هستند و به همین دلیل از جمله موضوعات مناسب برای بازاریابی غیر انتفاعی است.

سه) سلامت عمومی

سلامتی بزرگترین نعمت برای هر فردی است. این را اکثر انسانها می دانند و برای آن ارزش قائل هستند. حساسیت این موضوع را بسیاری از افراد به خوبی درک کرده اند و سعی می کنند از آن در بازاریابی خود استفاده کنند. بنابراین ، به ارتقای سلامتی افراد با روشهای مختلف از جمله اطلاع رسانی یا تولید محتوا و روشهای دیگر می پردازند.

روشهای مختلف برقراری ارتباط با مخاطبان از روشهای بازاریابی غیرانتقاعی است. تصور کنید شما می خواهید از مخاطبان خود درخواست کنید تا برای انجام یک امور خیریه کمک مالی داشته باشند. شما با افرادی که سنین مختلف دارند و وضعیت اقتصادی آنها نیز با هم متفاوت است مواجه هستید. به عنوان مثال ، اگر شما مخاطبان کم سن و جوان و از طرفی مخاطبان مسن نیز دارید نحوه ترغیب آنها برای مشارکت در امور خیریه ای که مد نظر شماست متفاوت است.

می توانید از رسانه های به روز تر مانند اینستاگرام یا شبکه های اجتماعی دیگر برای برقراری ارتباط با این دسته از مخاطبان خود استفاده کنید در حالی که می توانید برای مخاطبان مسن تر خود از رسانه های چاپی یا رسانه هایی که آنها مخاطبان اصلیشان هستند استفاده کنید. همچنین برای افرادی که از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار هستند ،  این نوع بازاریابی متفاوت از افرادی باشد که از وضعیت متوسط یا حتی پائین تری برخوردار هستند.

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این نوع بازاریابی به هوشمندی بیشتری نیاز دارد چرا که محصول شما یک محصول خدماتی است که نمی توانید ملموس بودن آن را به خوبی نشان دهید و مشتریان شما باید مفید بودن یا ارزش واقعی آن را درک کنند تا از آن استقبال کنند. برای اینکه بتوانید پیام خود را به گوش مخاطبانتان به خوبی برسانید و از طرفی مطمئن باشید که مخطابان زیادی خواهید داشت ، از فضا و امکاناتی که رسانه های اجتماعی در اختیار شما قرار می دهند استفاده کنید.

موضوعاتی مانند بحران آب ، کودکان کار ، آلودگی هوا و غیره از جمله موضوعاتی هستند که در بازاریابی غیر انتفاعی مورد توجه قرار می گیرند.


منبع :

بازاریابی اجتماعی

بازاریابی سبز

ترسهای رایج در فروش محصولات و روشهای رها کردن این ترسها

افراد در هر زمینه ای که مشغول فعالیت باشند درگیر استرسهای مربوط به آن شغل نیز هستند. اما این استرسها و ترسها در بازاریابان و فروشندگان بیشتر از سایر افراد است. زیرا آنها مدام باید درگیر این مسئله باشند که چگونه مشتریان بیشتری را به سمت خود هدایت کنند. اما اوضاع زمانی بدتر است که […]

افراد در هر زمینه ای که مشغول فعالیت باشند درگیر استرسهای مربوط به آن شغل نیز هستند.

اما این استرسها و ترسها در بازاریابان و فروشندگان بیشتر از سایر افراد است. زیرا آنها مدام باید درگیر این مسئله باشند که چگونه مشتریان بیشتری را به سمت خود هدایت کنند. اما اوضاع زمانی بدتر است که هم فروشنده در موضع ترس قرار می گیرد و هم مشتری شما از اینکه محصول شما را خریداری کند می ترسد. این ترسها می تواند مانع فعالیت شما شده و همچنین ارتباطتتان را مشتریان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. پس باید هر چه سریع تر سعی کنید روشی را پیدا کنید که از ترسهای خود و مشتریانتان بکاهید.

در این مقاله سعی دارید روشهایی را به شما آموزش دهیم که شما کمک می کند تا بتوانید این ترسها را مدیریت کنید.

یک) تجربیات ناخوشایند شکست

اغلب فروشنده ها در طول زندگی خود در معرض شکست قرار گرفته اند. در حالی که بسیاری از آنها ممکن است فکر کنند که این تجربه را فقط آنها داشته اند و خودشان را افراد نالایقی تصور کنند که از پس این کار بر نمی آیند. ممکن است برخی از آنها بعد از این شکستها تصمیم بگیرند که کارشان را برای همیشه کنار بگذارند. در حالی که این تصمیم می تواند بزرگترین اشتباه آنها باشد. بهترین راه کار این است که خودتان را فرد موفقی تصور کنید.

اگر همین الان نتوانسته اید یک قرار داد کاری ببندید دقیقاً از همان لحظه شروع به تصور این صحنه کنید که شما در کار خود فرد موفقی هستید و بعدها می توانید قراردادهای خیلی بهتری را ببندید. بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این کار به شما کمک می کند تا علاوه بر حفظ روحیه و تلاش خود ، اعتماد به نفس کافی برای کارهای بزرگ یا قراردادهای بزرگ را از دست ندهید.

دو) مواجهه با ترس مشتریان

گاهی این ترس در مشتریان شما به وجود می آید و چنین تصور می کنند که اصلاً فرد مناسبی نیستند که برای یک مجموعه خریداری کنند یا نمی توانند به خوبی دیگران دست به خرید بزنند و هر آن ممکن است دچار اشتباه شوند. این ترس مشتریان ، مانع بزرگی نیز برای شما حساب می شود. این مشتریان همیشه جزو مقاومترین مشتریان شما هستند .

در برخورد با این دسته از مشتریان ، قبل از اینکه سعی کنید محصول خود را به آنها معرفی کنید یا بفروشید سعی کنید اطمینان خاطر و حس اعتماد برای آنها ایجاد کنید. می توانید با دقت به حرفهای آنها گوش بدهید و کاملاً متوجه شوید که به چه محصولی نیاز دارند. یا کدام دسته از محصولات شما می تواند به بهترین نحو نیاز آنها را برآورده کند. در این صورت معمولاً مشتریان ترسو یا بدبین شما بهتر می توانند به شما اعتماد کنند.

در مرحله بعدی می توانید محصولی که به بهترین شکل ممکن می تواند نیاز او را برآورده کند به او معرفی کنید. پس از این معرفی است که زمینه های فروش شما فراهم می شود. بر اساس آموزش بازاریابی ، پس زمانی که با یک مشتری که از انجام هر گونه معامله ای می ترسد مواجه شدید نباید اولین هدف خود را فروش قرار دهید. زیرا این مشتریان از آن دسته افرادی هستند که در این شرایط سریعاً می خواهند از شرایط به وجود آمده فرار کنند. بهترین راه همان چیزی است که در بالا به شما گفته شد.

سه) ترس مشتری و فروشنده

گاهی ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که هم شما می ترسید  و هم مشتری شما در خود احساس ترس می کند. این شرایط معمولاً زمانی به وجود می آید که درست قبل از بستن قرار داد مشتری شما دچار نگرانی و استرس می شود و احساس می کند که در تله گیر کرده است و باید حتماً خرید کند و شما نیز اینکه مشتریتان بعد از این همه تلاش به یکباره ممکن است زیر همه چیز بزند و از خرید خود پشیمان شود می ترسید.

درست در همین لحظه باید ترس را از خودتان دور کنید و چنین وانمود کنید که اصلاً قصد فروش محصول را در صورتی که مشتری تمایلی ندارد یا شک دارد ندارید و تنها هدف شما کمک به مشتری است. بعد از گرفتن چنین موضعی ، خواهید دید که چقدر اوضاع آرام تر می شود و بهتر می توانید به هدف خود برسید و مشتری را به سمت خرید سوق دهید.

ترسهای رایج در فروش محصولات و روشهای رها کردن این ترسها

افراد در هر زمینه ای که مشغول فعالیت باشند درگیر استرسهای مربوط به آن شغل نیز هستند. اما این استرسها و ترسها در بازاریابان و فروشندگان بیشتر از سایر افراد است. زیرا آنها مدام باید درگیر این مسئله باشند که چگونه مشتریان بیشتری را به سمت خود هدایت کنند. اما اوضاع زمانی بدتر است که […]

افراد در هر زمینه ای که مشغول فعالیت باشند درگیر استرسهای مربوط به آن شغل نیز هستند.

اما این استرسها و ترسها در بازاریابان و فروشندگان بیشتر از سایر افراد است. زیرا آنها مدام باید درگیر این مسئله باشند که چگونه مشتریان بیشتری را به سمت خود هدایت کنند. اما اوضاع زمانی بدتر است که هم فروشنده در موضع ترس قرار می گیرد و هم مشتری شما از اینکه محصول شما را خریداری کند می ترسد. این ترسها می تواند مانع فعالیت شما شده و همچنین ارتباطتتان را مشتریان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. پس باید هر چه سریع تر سعی کنید روشی را پیدا کنید که از ترسهای خود و مشتریانتان بکاهید.

در این مقاله سعی دارید روشهایی را به شما آموزش دهیم که شما کمک می کند تا بتوانید این ترسها را مدیریت کنید.

یک) تجربیات ناخوشایند شکست

اغلب فروشنده ها در طول زندگی خود در معرض شکست قرار گرفته اند. در حالی که بسیاری از آنها ممکن است فکر کنند که این تجربه را فقط آنها داشته اند و خودشان را افراد نالایقی تصور کنند که از پس این کار بر نمی آیند. ممکن است برخی از آنها بعد از این شکستها تصمیم بگیرند که کارشان را برای همیشه کنار بگذارند. در حالی که این تصمیم می تواند بزرگترین اشتباه آنها باشد. بهترین راه کار این است که خودتان را فرد موفقی تصور کنید.

اگر همین الان نتوانسته اید یک قرار داد کاری ببندید دقیقاً از همان لحظه شروع به تصور این صحنه کنید که شما در کار خود فرد موفقی هستید و بعدها می توانید قراردادهای خیلی بهتری را ببندید. بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، این کار به شما کمک می کند تا علاوه بر حفظ روحیه و تلاش خود ، اعتماد به نفس کافی برای کارهای بزرگ یا قراردادهای بزرگ را از دست ندهید.

دو) مواجهه با ترس مشتریان

گاهی این ترس در مشتریان شما به وجود می آید و چنین تصور می کنند که اصلاً فرد مناسبی نیستند که برای یک مجموعه خریداری کنند یا نمی توانند به خوبی دیگران دست به خرید بزنند و هر آن ممکن است دچار اشتباه شوند. این ترس مشتریان ، مانع بزرگی نیز برای شما حساب می شود. این مشتریان همیشه جزو مقاومترین مشتریان شما هستند .

در برخورد با این دسته از مشتریان ، قبل از اینکه سعی کنید محصول خود را به آنها معرفی کنید یا بفروشید سعی کنید اطمینان خاطر و حس اعتماد برای آنها ایجاد کنید. می توانید با دقت به حرفهای آنها گوش بدهید و کاملاً متوجه شوید که به چه محصولی نیاز دارند. یا کدام دسته از محصولات شما می تواند به بهترین نحو نیاز آنها را برآورده کند. در این صورت معمولاً مشتریان ترسو یا بدبین شما بهتر می توانند به شما اعتماد کنند.

در مرحله بعدی می توانید محصولی که به بهترین شکل ممکن می تواند نیاز او را برآورده کند به او معرفی کنید. پس از این معرفی است که زمینه های فروش شما فراهم می شود. بر اساس آموزش بازاریابی ، پس زمانی که با یک مشتری که از انجام هر گونه معامله ای می ترسد مواجه شدید نباید اولین هدف خود را فروش قرار دهید. زیرا این مشتریان از آن دسته افرادی هستند که در این شرایط سریعاً می خواهند از شرایط به وجود آمده فرار کنند. بهترین راه همان چیزی است که در بالا به شما گفته شد.

سه) ترس مشتری و فروشنده

گاهی ممکن است در شرایطی قرار بگیرید که هم شما می ترسید  و هم مشتری شما در خود احساس ترس می کند. این شرایط معمولاً زمانی به وجود می آید که درست قبل از بستن قرار داد مشتری شما دچار نگرانی و استرس می شود و احساس می کند که در تله گیر کرده است و باید حتماً خرید کند و شما نیز اینکه مشتریتان بعد از این همه تلاش به یکباره ممکن است زیر همه چیز بزند و از خرید خود پشیمان شود می ترسید.

درست در همین لحظه باید ترس را از خودتان دور کنید و چنین وانمود کنید که اصلاً قصد فروش محصول را در صورتی که مشتری تمایلی ندارد یا شک دارد ندارید و تنها هدف شما کمک به مشتری است. بعد از گرفتن چنین موضعی ، خواهید دید که چقدر اوضاع آرام تر می شود و بهتر می توانید به هدف خود برسید و مشتری را به سمت خرید سوق دهید.

مشکلات روزمره مردم به عنوان بهترین منبع برای ایده استارت آپ

استارت آپها مشاغلی هستند که امروزه در سراسر دنیا روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود. اگر به محتوای این استارت آپها توجه کنید به خوبی متوجه می شوید که اغلب آنها برای برطرف کردن یک نیاز روزمره از مردم پایه گذاری شده اند. بنابراین ، خصوصیت مشترکی که در بین اغلب استارت […]

استارت آپها مشاغلی هستند که امروزه در سراسر دنیا روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

اگر به محتوای این استارت آپها توجه کنید به خوبی متوجه می شوید که اغلب آنها برای برطرف کردن یک نیاز روزمره از مردم پایه گذاری شده اند. بنابراین ، خصوصیت مشترکی که در بین اغلب استارت آپها وجود دارد این است که تلاش می کنند یکی از نیازهای روزمره مردم را تأمین کنند. همیشه صحبت از این است که یک استارت آپ فقط در صورتی موفق می شود که بر پایه یک ایده خلاقانه و نوآورانه ایجاد شود. در حالی که علاوه بر جنبه خلاقیت ، مفید بودن یک استارت آپ است که اهمیت زیادی دارد.

اگر ایده شما هر چقدر هم خلاقانه باشد ولی به درد مردم نخورد نمی توانید یک کسب و کار موفق راه اندازی کنید. پس برآورده کردن نیاز روزمره مردم یکی از ویژگیهای مهم و اصلی آن است. در این مقاله به چند مشکل در زندگی روزمره که شاید بتواند ایده مناسبی برای یک استارت آپ باشد اشاره می کنیم.

یک) تکمیل اپلیکیشن ها

هم اکنون اپلیکیشن های زیادی در زمینه ها و موضوعات مختلف طراحی شده است. قطعاً تعدادی از این اپلیکیشن ها نقص هایی دارند که موجب شده است مخاطبان و کاربران آنها راضی نباشد. اگر به کافه بازار یا گوگل استور سری بزنید ، در هر کدام از اپلیکیشن ها تعداد دانلود و نصب شده های آن اپلیکیشن به اضافه نظرات کاربران آن که شامل نظرات مثبت و منفی است درج شده است. به قسمت نظرات کاربران بروید و به کامنتهایی که اشاره به نقص اپلیکسشن دارند توجه کنید. به خوبی می توانید با یک ایده خلاقانه و اصلاح این اپلیکیشن ها یک برنامه جدید طراحی کنید.

دو) راه اندازی بارش فکری  

می توانید از دوستان و آشنایان و اعضای فامیل و خانواده خود بخواهید که نظرات خود را در خصوص اینکه چه چیزی امروزه مورد نیاز مردم است بگویند. از آنها بخواهید که بدون فکر کردن به اینکه ایده آنها ممکن است احمقانه یا مسخره یا تکراری باشد فقط به بیان هر آن چیزی که به ذهنشان می رسد بپردازند. در این صورت شما از بارش فکری تعداد زیادی از افراد استفاده کرده اید که احتمال اینکه به یک فکر و ایده مناسب برسید بسیار بالاست.

سه) جستجو در گوگل  

می توانیم گوگل را بزرگترین کتاب دنیا بنامیم ؛ چرا که هر چیزی که شما نیاز دارید بدانید فقط کافی است که در آن سرچ کنید ؛ امکان ندارد گوگل شما را بدون پاسخ بگذارد. پس از این امکانات و ظرفیتها استفاده کرده و ایده های خوبی را برای استارت آپ خود پیدا کنید.

چهار) مرور مشکلات خانه خودمان  

بر اساس آموزش بازاریابی ، اگر نگاه دقیق تری به زندگی و خانه خود بیاندازید و به مشکلاتی که روزانه با آنها مواجه هستید دقت کنید به خوبی به این نتیجه می رسید که عوامل بسیار زیادی هست که می تواند به شما کمک کند تا موضوع مناسبی را پیدا کنید. چرا که قطعاً بسیاری از مردم دیگر نیز مانند شما روزانه با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. پس اگر نگاه دقیق و موشکافانه ای داشته باشید به خوبی متوجه خواهید شد که چقدر مسائل مختلف وجود دارد که می تواند بهترین ایده برای ایجاد یک استارت آپ باشد.

پنج) توجه به محیط های خارج از خانه  

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، شما به جز اینکه می توانید از داخل منزل خود به عنوان مناسب ترین موضوع برای خلق ایده یک استارت آپ استفاده کنید بلکه می توانید از موضوعاتی که در محل کار و محل زندگی یا محله خود نیز با آن مواجه هستید به عنوان یک ایده خلاقانه استفاده کنید. با توجه به اینکه همسایه های شما معمولاً از چه مشکلی شکایت می کنند یا سبک زندگی آنها چیست می توانید به عنوان موضوعات مناسب برای استارت آپ خود استفاده کنید.

مشکلات روزمره مردم به عنوان بهترین منبع برای ایده استارت آپ

استارت آپها مشاغلی هستند که امروزه در سراسر دنیا روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود. اگر به محتوای این استارت آپها توجه کنید به خوبی متوجه می شوید که اغلب آنها برای برطرف کردن یک نیاز روزمره از مردم پایه گذاری شده اند. بنابراین ، خصوصیت مشترکی که در بین اغلب استارت […]

استارت آپها مشاغلی هستند که امروزه در سراسر دنیا روز به روز بر تعداد آنها افزوده می شود.

اگر به محتوای این استارت آپها توجه کنید به خوبی متوجه می شوید که اغلب آنها برای برطرف کردن یک نیاز روزمره از مردم پایه گذاری شده اند. بنابراین ، خصوصیت مشترکی که در بین اغلب استارت آپها وجود دارد این است که تلاش می کنند یکی از نیازهای روزمره مردم را تأمین کنند. همیشه صحبت از این است که یک استارت آپ فقط در صورتی موفق می شود که بر پایه یک ایده خلاقانه و نوآورانه ایجاد شود. در حالی که علاوه بر جنبه خلاقیت ، مفید بودن یک استارت آپ است که اهمیت زیادی دارد.

اگر ایده شما هر چقدر هم خلاقانه باشد ولی به درد مردم نخورد نمی توانید یک کسب و کار موفق راه اندازی کنید. پس برآورده کردن نیاز روزمره مردم یکی از ویژگیهای مهم و اصلی آن است. در این مقاله به چند مشکل در زندگی روزمره که شاید بتواند ایده مناسبی برای یک استارت آپ باشد اشاره می کنیم.

یک) تکمیل اپلیکیشن ها

هم اکنون اپلیکیشن های زیادی در زمینه ها و موضوعات مختلف طراحی شده است. قطعاً تعدادی از این اپلیکیشن ها نقص هایی دارند که موجب شده است مخاطبان و کاربران آنها راضی نباشد. اگر به کافه بازار یا گوگل استور سری بزنید ، در هر کدام از اپلیکیشن ها تعداد دانلود و نصب شده های آن اپلیکیشن به اضافه نظرات کاربران آن که شامل نظرات مثبت و منفی است درج شده است. به قسمت نظرات کاربران بروید و به کامنتهایی که اشاره به نقص اپلیکسشن دارند توجه کنید. به خوبی می توانید با یک ایده خلاقانه و اصلاح این اپلیکیشن ها یک برنامه جدید طراحی کنید.

دو) راه اندازی بارش فکری  

می توانید از دوستان و آشنایان و اعضای فامیل و خانواده خود بخواهید که نظرات خود را در خصوص اینکه چه چیزی امروزه مورد نیاز مردم است بگویند. از آنها بخواهید که بدون فکر کردن به اینکه ایده آنها ممکن است احمقانه یا مسخره یا تکراری باشد فقط به بیان هر آن چیزی که به ذهنشان می رسد بپردازند. در این صورت شما از بارش فکری تعداد زیادی از افراد استفاده کرده اید که احتمال اینکه به یک فکر و ایده مناسب برسید بسیار بالاست.

سه) جستجو در گوگل  

می توانیم گوگل را بزرگترین کتاب دنیا بنامیم ؛ چرا که هر چیزی که شما نیاز دارید بدانید فقط کافی است که در آن سرچ کنید ؛ امکان ندارد گوگل شما را بدون پاسخ بگذارد. پس از این امکانات و ظرفیتها استفاده کرده و ایده های خوبی را برای استارت آپ خود پیدا کنید.

چهار) مرور مشکلات خانه خودمان  

بر اساس آموزش بازاریابی ، اگر نگاه دقیق تری به زندگی و خانه خود بیاندازید و به مشکلاتی که روزانه با آنها مواجه هستید دقت کنید به خوبی به این نتیجه می رسید که عوامل بسیار زیادی هست که می تواند به شما کمک کند تا موضوع مناسبی را پیدا کنید. چرا که قطعاً بسیاری از مردم دیگر نیز مانند شما روزانه با این مشکلات دست و پنجه نرم می کنند. پس اگر نگاه دقیق و موشکافانه ای داشته باشید به خوبی متوجه خواهید شد که چقدر مسائل مختلف وجود دارد که می تواند بهترین ایده برای ایجاد یک استارت آپ باشد.

پنج) توجه به محیط های خارج از خانه  

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، شما به جز اینکه می توانید از داخل منزل خود به عنوان مناسب ترین موضوع برای خلق ایده یک استارت آپ استفاده کنید بلکه می توانید از موضوعاتی که در محل کار و محل زندگی یا محله خود نیز با آن مواجه هستید به عنوان یک ایده خلاقانه استفاده کنید. با توجه به اینکه همسایه های شما معمولاً از چه مشکلی شکایت می کنند یا سبک زندگی آنها چیست می توانید به عنوان موضوعات مناسب برای استارت آپ خود استفاده کنید.

فرآیند استخدام کارکنان جدید برای شرکت

پروسه جذب و استخدام نیروهای جدید برای یک شرکت و سازمان اهمیت زیادی دارد. چرا که تلاش می کنند در پروسه این استخدام افرادی که مستعد هستند و می توانند بهترین همکاری را با آنها داشته باشند برای خود جذب کرده و نگه دارند. به همین دلیل از روشهای مختلفی در جذب و استخدام این […]

پروسه جذب و استخدام نیروهای جدید برای یک شرکت و سازمان اهمیت زیادی دارد.

چرا که تلاش می کنند در پروسه این استخدام افرادی که مستعد هستند و می توانند بهترین همکاری را با آنها داشته باشند برای خود جذب کرده و نگه دارند. به همین دلیل از روشهای مختلفی در جذب و استخدام این افراد استفاده می کنند. امروزه بازاریابی استخدام را می توانیم یکی از تکنیکها و روشهای استخدام نیروی انسانی بدانیم.

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، از آنجایی که امروزه استخدام نیروی انسانی با استفاده از روشها و تکنکیهای ویژه ای انجام می شود بنابراین از کلمه استراتژی استخدام استفاده می شود. هدف از این استراتژی رسیدن به موارد زیر است.

یک) گزینش افراد مناسب و بالقوه

در این روش معمولاً سعی می کنند بهترین افراد را برای سازمان یا شرکت خود نامزد استخدام کنند. بنابراین از روشهای مختلف شروع به اطلاع رسانی و جذب این نامزدها می کنند.

دو) جذب افراد علاقه مند

از این روش برای اینکه افراد علاقه مند به این کار را جذب کنند استفاده می کنند. آنها سعی می کنند افرادی که واقعاً به این شغل علاقه مند هستند برای سازمان یا شرکت خود جذب کرده و استخدام کنند. زیرا علاقه یکی از عناصر اصلی در کیفیت فعالیت افراد است.

سه) انتخاب مدیران برای پستهای آینده

ممکن است شرکتی به فکر توسعه فعالیتها و حوزه های خود باشد. هر شرکتی که به دنبال توسعه خود است باید بتواند نیروهای مورد نیاز بخشهای جدید خود را تأمین کند. بنابراین شروع به جذب نیروهای مناسب برای این بخشها کرده و سعی می کند این افراد یا نامزدها را به عنوان مدیران بخشهای مختلف این شرکت در نظر بگیرد که بتواند بهترین آنها را جذب کند.

بر اساس آموزش بازاریابی ، اما پروسه استخدام برای رسیدن به این هدفها چگونه انجام می شود ؟ اینکه این پروسه چطور اتفاق بیافتد و انجام شود به افرادی که تقاضای همکاری و جذب دارند بستگی بسیاری دارد. بسیاری از صاحبان کسب و کارها و کارفرمایان نیز به دنبال این هستند که افراد جدیدی را وارد سازمان خود کنند و سعی می کنند از طریق روشهای سنتی ، این کار را انجام دهند. اما این پروسه شامل مراحل زیر می باشد:

یک) برنامه ریزی

در این مرحله شرکتها سعی می کنند افراد جدیدی را به کارکنان خود اضافه کنند یا تصمیم می گیرند که استعدادهای جدید با توانایی های خاصی را به شرکت بیافزایند. بنابراین ، تصمیم می گیرند تا این نیاز خود را به گوش افرادی که به دنبال جذب و استخدام هستند برسانند. همچنین آنها قصد دارند شرایط بازار و نیروهایی که هم اکنون در بازار هستند را بسنجند.

دو) صدور آگهی های استخدام

در این مرحله ، سازمان یا شرکت تلاش می کند از طریق آگهی های استخدام و همچنین مراکزی که به پرورش و آموزش نیروهای متخصص مشغول هستند مانند دانشگاه ها و مراکز آموزشی به افرادی که شرایط مورد نیاز آنها را دارند دسترسی پیدا کند. افرادی که این آگهی ها را دیده باشند و تمایل نیز داشته باشند به این شرکتها درخواست استخدام می فرستند. پس از مدتی که پرونده های درخواست داده شد جمع آوری شدند از افرادی که واجد شرایط باشند دعوت به مصاحبه می شود. در این مصاحبه ، ویژگیهای مختلف افراد از تخصص تا ویژگیهای شخصیتی آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد تا افراد مناسب را برگزینند. در این مرحله از استخدام ، به همان اندازه که تخصص افراد حائز اهمیت است بلکه ویژگیهای شخصیتی از جمله وظیفه شناسی و روحیه همکاری در رأس ویژگیهایی هستند که مورد سنجش قرار می گیرند.

سه) استخدام کارکنان

در این مرحله افراد واجد شرایطی که برای مصاحبه دعوت شده بودند انتخاب می شوند و در مسیر استخدام شرکتها قرار می گیرند.

برای اینکه شرکتی بتواند نیروها یا استعدادهای جدیدی را استخدام کند نیازمند مراحل بالا است که امروزه تبدیل به بازاریابی استخدام شده است.


نحوه برنامه ریزی و انجام کارهای روزانه در محل کار

فرآیند استخدام کارکنان جدید برای شرکت

پروسه جذب و استخدام نیروهای جدید برای یک شرکت و سازمان اهمیت زیادی دارد. چرا که تلاش می کنند در پروسه این استخدام افرادی که مستعد هستند و می توانند بهترین همکاری را با آنها داشته باشند برای خود جذب کرده و نگه دارند. به همین دلیل از روشهای مختلفی در جذب و استخدام این […]

پروسه جذب و استخدام نیروهای جدید برای یک شرکت و سازمان اهمیت زیادی دارد.

چرا که تلاش می کنند در پروسه این استخدام افرادی که مستعد هستند و می توانند بهترین همکاری را با آنها داشته باشند برای خود جذب کرده و نگه دارند. به همین دلیل از روشهای مختلفی در جذب و استخدام این افراد استفاده می کنند. امروزه بازاریابی استخدام را می توانیم یکی از تکنیکها و روشهای استخدام نیروی انسانی بدانیم.

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، از آنجایی که امروزه استخدام نیروی انسانی با استفاده از روشها و تکنکیهای ویژه ای انجام می شود بنابراین از کلمه استراتژی استخدام استفاده می شود. هدف از این استراتژی رسیدن به موارد زیر است.

یک) گزینش افراد مناسب و بالقوه

در این روش معمولاً سعی می کنند بهترین افراد را برای سازمان یا شرکت خود نامزد استخدام کنند. بنابراین از روشهای مختلف شروع به اطلاع رسانی و جذب این نامزدها می کنند.

دو) جذب افراد علاقه مند

از این روش برای اینکه افراد علاقه مند به این کار را جذب کنند استفاده می کنند. آنها سعی می کنند افرادی که واقعاً به این شغل علاقه مند هستند برای سازمان یا شرکت خود جذب کرده و استخدام کنند. زیرا علاقه یکی از عناصر اصلی در کیفیت فعالیت افراد است.

سه) انتخاب مدیران برای پستهای آینده

ممکن است شرکتی به فکر توسعه فعالیتها و حوزه های خود باشد. هر شرکتی که به دنبال توسعه خود است باید بتواند نیروهای مورد نیاز بخشهای جدید خود را تأمین کند. بنابراین شروع به جذب نیروهای مناسب برای این بخشها کرده و سعی می کند این افراد یا نامزدها را به عنوان مدیران بخشهای مختلف این شرکت در نظر بگیرد که بتواند بهترین آنها را جذب کند.

بر اساس آموزش بازاریابی ، اما پروسه استخدام برای رسیدن به این هدفها چگونه انجام می شود ؟ اینکه این پروسه چطور اتفاق بیافتد و انجام شود به افرادی که تقاضای همکاری و جذب دارند بستگی بسیاری دارد. بسیاری از صاحبان کسب و کارها و کارفرمایان نیز به دنبال این هستند که افراد جدیدی را وارد سازمان خود کنند و سعی می کنند از طریق روشهای سنتی ، این کار را انجام دهند. اما این پروسه شامل مراحل زیر می باشد:

یک) برنامه ریزی

در این مرحله شرکتها سعی می کنند افراد جدیدی را به کارکنان خود اضافه کنند یا تصمیم می گیرند که استعدادهای جدید با توانایی های خاصی را به شرکت بیافزایند. بنابراین ، تصمیم می گیرند تا این نیاز خود را به گوش افرادی که به دنبال جذب و استخدام هستند برسانند. همچنین آنها قصد دارند شرایط بازار و نیروهایی که هم اکنون در بازار هستند را بسنجند.

دو) صدور آگهی های استخدام

در این مرحله ، سازمان یا شرکت تلاش می کند از طریق آگهی های استخدام و همچنین مراکزی که به پرورش و آموزش نیروهای متخصص مشغول هستند مانند دانشگاه ها و مراکز آموزشی به افرادی که شرایط مورد نیاز آنها را دارند دسترسی پیدا کند. افرادی که این آگهی ها را دیده باشند و تمایل نیز داشته باشند به این شرکتها درخواست استخدام می فرستند. پس از مدتی که پرونده های درخواست داده شد جمع آوری شدند از افرادی که واجد شرایط باشند دعوت به مصاحبه می شود. در این مصاحبه ، ویژگیهای مختلف افراد از تخصص تا ویژگیهای شخصیتی آنها مورد ارزیابی قرار می گیرد تا افراد مناسب را برگزینند. در این مرحله از استخدام ، به همان اندازه که تخصص افراد حائز اهمیت است بلکه ویژگیهای شخصیتی از جمله وظیفه شناسی و روحیه همکاری در رأس ویژگیهایی هستند که مورد سنجش قرار می گیرند.

سه) استخدام کارکنان

در این مرحله افراد واجد شرایطی که برای مصاحبه دعوت شده بودند انتخاب می شوند و در مسیر استخدام شرکتها قرار می گیرند.

برای اینکه شرکتی بتواند نیروها یا استعدادهای جدیدی را استخدام کند نیازمند مراحل بالا است که امروزه تبدیل به بازاریابی استخدام شده است.


نحوه برنامه ریزی و انجام کارهای روزانه در محل کار

فروشنده های بازارهای صنعتی

اگر بخواهیم فقط از منظر میزان و تعداد نگاه کنیم ، بیشتر فروشنده ها در رده خرده فروشها قرار می گیرند. خرده فروشها معمولاً افراد یا شرکتهایی هستند که کالاها یا خدمات مورد نیاز مشتریان را در اختیار آنها قرار می دهند. این فروشنده ها در بازارهای مصرفی فعالیت می کنند. اما امروزه به تعداد […]

اگر بخواهیم فقط از منظر میزان و تعداد نگاه کنیم ، بیشتر فروشنده ها در رده خرده فروشها قرار می گیرند. خرده فروشها معمولاً افراد یا شرکتهایی هستند که کالاها یا خدمات مورد نیاز مشتریان را در اختیار آنها قرار می دهند.

این فروشنده ها در بازارهای مصرفی فعالیت می کنند. اما امروزه به تعداد فروشنده هایی که به صورت کلی محصولی را به فروش می رسانند یعنی هدف آنها رساندن کالا و خدمات به دست مشتریان و مصرف کنندگان نیست ، بلکه مشتریان آنها شامل صنایع و خریدارهایی است که مصرف کننده نهایی نیستند روز به روز افزوده می شود. به طور کلی می توانیم این دسته از فروشنده ها را که بازار هدف آنها مصرف کننده نهایی نیست به چند دسته تقسیم کنیم.

یک) فروشنده های با واسطه

این فروشنده ها به هیچ عنوان با مصرف کننده ها ارتباط ندارند. آنها محصولات را از تولید کنندگان یا شرکتها دریافت می کنند به فروشنده هایی که به صورت مستقیم با مشتریان و مصرف کننده ها در ارتباط هستند می رسانند. در واقع آنها واسطه بین تولید کننده ها و خرده فروشها هستند.

دو) فروشنده های مرتبط با شرکتها

بر اساس نظر مشاور بازاریابی ، برخی از این فروشنده ها مشتریان و مصرف کنندگانی که خودشان شامل شرکتها یا کارگاه های کوچک هستند در ارتباط می باشند. یعنی آنها محصول اولیه را از تولید کننده دریافت می کنند و آن را به دست شرکتی که با استفاده از این مصحولات یا مواد اولیه به تولید محصول نهایی می پردازد می رسانند.

سه) فروشنده مرتبط با سازمانها و موسسات

برخی از فروشنده ها با مشتریان به صورت فرد فرد در ارتباط نیستند. بلکه آنها محصولات خود را به صورت کلی و در تعداد زیاد به دست سازمانها و موسساتی که مصرف کننده آنها هستند می رسانند. فرض کنید یک شرکت تولید کننده گوشی های تلفن همراه ، محصولات خود را به سازمانها ، نهادها و موسساتی که مصرف کننده های اصلی آنها هستند می فروشد. با اینکه در این نوع فروش ، فروشنده ها محصول را به دست مصرف کننده نهایی رسانده اند ولی فروش آنها به صورت کلی و در تعداد زیاد بوده است.

با اینکه فروش صنعتی با فروش به مصرف کنندگان تفاوت هایی دارد ولی اشتراکاتی نیز دارند.

مثلاً شما به عنوان فروشنده صنعتی در بازاریابی صنعتی ، همچون فروشنده ای که با مصرف کنندگان ارتباط برقرار می کند باید تلاش کنید ارتباط خود با مشتریانتان را حفظ کنید. نیازمندهای آنها و تغییر سلیقه آنها را به موقع دریابید و متناسب با آنها رفتار کنید. همچنین لازم است دانش و اطلاعاتی که برای فروش محصول لازم است را کسب کنید تا بتوانید در فروش خود موفق عمل کنید. به این منظور که هم در خصوص نحوه فروش محصولات به صنایع و هم در خصوص محصولی که در حال فروش آن هستید بتوانید عملکرد بهتری داشته باشید . در فروش و بازارهای صنعتی نیز لازم است خلاقیت لازم را به خرج دهید و سعی کنید خدماتی که به همراه فروش این کالاها لازم است برای مشتریان خود تهیه کنید. اگر مدیریت یک شرکت را بر عهده دارید که فروشنده های صنعتی برای شما کار می کنند بهتر است افراد مناسبی را برای این کار تربیت کرده و آموزش بدهید.

توجه داشته باشید که محصولات صنعتی شما هم قیمت بیشتری دارند و هم اینکه در مقایسه با محصولات دیگر ، از پیچیدگی بیشتری برخوردار هستند. همچنین مشتریان شما شامل صنایع و مصرف کننده های بزرگی هستند که معمولاً به تعداد زیادی از این محصولات نیاز دارند. پس لازم است با آگاهی کافی به این اطلاعات و شناخت کافی از ویژگیهای محصولی که در حال فروش آن هستید ، تصمیم های درستی را در فروش این دسته از محصولات اتخاذ کنید تا موفقیت شما را تضمین کند.


مرتبط:

بازاریابی بنگاه به بنگاه یا B2B چیست و چه زمانی استفاده می شود؟