دو راهکار اصلی برای ایجاد مزیت نسبی در برندسازی بیمه

زمانی که به عرضه کننده های خدمات بیمه توجه می کنیم شاهد هستیم که بسیاری از این شرکتهای بیمه تمرکز فعالیتی خاصی ندارند. بدین معنی که نوع فعالیت خود را اختصاصی نکرده اند. فعالیت کردن به این شکل هرگز نمی تواند روند رو به موفقیتی را برای یک شرکت بیمه ایجاد کند ؛ چرا که […]

زمانی که به عرضه کننده های خدمات بیمه توجه می کنیم شاهد هستیم که بسیاری از این شرکتهای بیمه تمرکز فعالیتی خاصی ندارند.

بدین معنی که نوع فعالیت خود را اختصاصی نکرده اند. فعالیت کردن به این شکل هرگز نمی تواند روند رو به موفقیتی را برای یک شرکت بیمه ایجاد کند ؛ چرا که مشتریان شما از هر قشری خواهند بود و چون تمرکز کافی بر خدمات رسانی بر دسته خاصی از مشتریان ندارید نمی توانید در خدمت رسانی به آنها موفق باشید. همین امر موجب عدم وفاداری مشتریان نسبت به این دسته از شرکتهای بیمه خواهد شد. بنابراین در زمینه برند سازی این بیمه ها ضعف بسیار فاحشی دیده می شود که علی رغم صرف هزینه های بالا نیز نمی توانند بازار مناسبی در میان مشتریان برای خود ایجاد کنند.

یکی از عمده ترین تلاشهای هر کسب و کاری در دنیای کنونی بر این است که بتوانند جایگاهی را برای خود در ذهن مشتریان به دست آورند. در حالی که عدم تمرکز بر خدمات ویژه و گروه مشتریان خاص نمی تواند آنها را به این هدف برساند. شرکت بیمه ای که سعی دارد به همه نوع مشتری خدمات ارائه دهد تبدیل به یک مرکز فروشی می شود که مشتریان اگر نتوانند خدمات مورد نیاز خود را از طریق آن تأمین کنند به راحتی به سراغ فروشگاه دیگری می روند تا نیاز خود را برآورده کنند.

 برند سازی

در حالی که در خدمات بیمه ای باید اعتماد و وفاداری در بین مشتریان ایجاد شود تا موجب دوام یک شرکت در بازار و در میان سایر رقیبان باشد. حال که در خصوص اهمیت ایجاد جایگاه میان مشتریان در برندسازی را متوجه شدیم در ادامه به ارائه راهکارهایی می پردازیم که با استفاده از آنها بتوانید مزیت نسبی برای برند خود ایجاد کنید تا در برندسازی موفق باشید.

یک) داشتن برنامه و نظم

داشتن برنامه و رعایت نظم در انجام هر کاری شما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. کسب و کاری که برنامه مشخصی برای فعالیتهای خود ندارد یا حتی در صورت داشتن برنامه مشخص آن را به صورت منظم انجام نمی دهد یا در انجام آنها کوتاهی می کند نمی تواند انتظار موفقیت و برندسازی موفقی داشته باشد. در بسیاری از برندهای بزرگ دنیا رعایت اصل برنامه و نظم از اساسی ترین راهکارهایی است که بتوانند به صورت منظم و دقیق به کار خود ادامه دهند تا اعتماد کافی در میان مشتریان را ایجاد کنند و این مقدمه یک برندسازی موفق است.

به ویژه داشتن نظم برای برندهای بیمه از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که مشتریان تصور می کنند نظم یکی از مسائلی است که می تواند به آنها کمک کند تا به خدمات بیمه ای اطمینان پیدا کنند. بنابراین ، سعی کنید فعالیتهای خود را نظم ببخشید و در ارتباط با مشتریان خود از اصل برنامه و نظم استفاده کنید.

دو) افزایش کیفیت خدمات

کیفیت محصول یا خدمات به عنوان مهمترین عنصر در میان مشتریان می باشد. مهم نیست چه محصول یا خدماتی را به مشتری ارائه می دهید ، این کیفیت محصول یا خدمات شماست که تعیین می کند تا چه حد از بازار را می توانید به دست آورید و تبدیل به یک برند شوید. برای رسیدن به این اصل ، به صورت مداوم باید در حال تحقیق و بررسی نیازهای به روز شده مشتریان خود باشید. اگر امروزه بیمه شدگان به خدمات متفاوت تری نیاز دارند باید نیازهای آنها شناسایی و در اسرع وقت به فکر تأمین آنها باشید.

این اصل از این لحاظ مهم است که اگر خدمات شما به روز نشوند نمی توانید مشتریان را به خدمات خود امیدوار کنید. پس بهتر است مدام به فکر به روز کردن خدمات رسانی خود به مشتریان باشید. اگر این کار را انجام ندهید ؛ مشتریان شما برای اینکه نیازهای خود را تأمین کنند باید از خدمات سایر شرکتها استفاده کنند و این منجر به از دست رفتن بخش قابل توجهی از مشتریان شما خواهد شد.

نظر شما

نقش پالتهای رنگی در برندسازی

رنگها نقش بسیار مهمی در برندسازی دارند. هر رنگی متناسب با یک نوع فعالیت و تداعی کننده احساسات مختلف است. بنابراین مهم است که رنگ مناسبی را برای برند خود انتخاب کنید. حتی رنگها پیشینه های تاریخی و احساسات نوستالژیکی دارند که بدون هیچ تلاشی می توانند این احساس را به مخاطبان خود منتقل کنند. […]

رنگها نقش بسیار مهمی در برندسازی دارند.

هر رنگی متناسب با یک نوع فعالیت و تداعی کننده احساسات مختلف است. بنابراین مهم است که رنگ مناسبی را برای برند خود انتخاب کنید. حتی رنگها پیشینه های تاریخی و احساسات نوستالژیکی دارند که بدون هیچ تلاشی می توانند این احساس را به مخاطبان خود منتقل کنند. قبل از طراحی برند خود از میان یک پالت رنگی سعی کنید اصلی ترین رنگی که مد نظرتان است را انتخاب کنید. بعد از انتخاب رنگ اصلی برند خود می توانید سایر رنگهایی که مکمل رنگ اصلی هستند را انتخاب کنید.

رنگ ها ابزارهای قدرتمندی هستند که به خوبی می توانید از آنها برای هدفهای مختلف و منافع خود استفاده کنید. کارشناسان و متخصصان معتقد هستند رنگی که برای شما مناسب نیست می تواند مناسب ترین رنگ برای یک شغل و برند دیگر باشد. به همین دلیل باید سعی کنید یک رنگ قابل قبول برای برند خود انتخاب کنید. به عنوان مثال ، رنگ سفید براق با اینکه یک انتخاب ساده و معمول است ولی همیشه هم نمی تواند بهترین انتخاب باشد.

همچنین رنگ خاکستری روشن یا رنگهایی که در تم رنگ سفید است چون ساده و قابل قبول هستند در بسیاری از برندها سعی می شود از آن استفاده کنند در حالی که مهمترین اصل ، انتخاب رنگ مناسب برای برند است نه حتماً یک رنگ خنثی یا قابل قبول برای همه برندها !

از این نوع بازاریابی برای برند سازی ،  به رنگ محصول خود توجه کنید ، محصولات شما ممکن است رنگهای مختلفی داشته باشند. به عنوان مثال ، محصولی که رنگ آن روشن است برندتان را با سایر رنگها و چه بسا رنگهای تیره تر معرفی کنید. به عنوان مثال ، محصولی که غالباً رنگ آن سفید است بهتر است برای برند خود رنگ سیاه ، صورتی یا سبز را انتخاب کنید. رنگی که برای تجارت شما مناسب نیست می تواند مناسب ترین رنگ برای دیگر تجارتها باشد. علاوه بر اینها ، شما از رنگ اصلی و مد نظر خود در تبلیغات استفاده خواهید کرد.

اگر از رنگهای مختلف و متعددی استفاده کنید مشتریان در یک سردرگمی فرو خواهند رفت و نمی توانند پیام اصلی شما را دریافت کرده با برندتان ارتباط برقرار کنند. بنابراین ، اگر همیشه به فکر رنگهای روشن باشید و چنین تصور کنید که با انتخاب این رنگها می توانید آرامش را به مخاطبان خود منتقل کنید قطعاً موفق نخواهید شد.

 فرض کنید برای یک برند مواد غذایی در حال تبلیغ هستید یا قصد معرفی آن را دارید قطعاً انتخاب رنگهای سفید و خاکستری و خنثی اصلاً رنگ مناسبی نیست چرا که مردم ترجیح می دهند غذاها و مواد خوراکی را با رنگهای متنوعی تصور کنند که نشان دهنده کیفیت و طعم های دوست داشتنی برای آنهاست. همچنین لازم است به سایر رقیبهای خود نیز توجه کرده و دقت کنید که آنها معمولاً در صنف مربوط به فعالیت شما از چه نوع رنگهایی برای کسب و کارشان استفاده می کنند.

نکته ظریف این مسئله در این است که نباید عین همان رنگ رقیبان خود را انتخاب کنید بلکه باید رنگی که در آن طیف است را برگزینید که نشان دهنده نوع فعالیت ، هدف و هماهنگی شما با رقیبانتان است. با یک مثال شاید این موضوع را بهتر درک کنید. فرض کنید بیشتر رقیبان شما برای معرفی خود و برندشان از رنگ صورتی استفاده می کنند.

شما از آنجایی که به دنبال ایجاد تنوع و همچنین انحصار در فعالیت خود هستید بهتر است رنگهای نارنجی و زرد را که همان احساس را منتقل می کنند ولی متفاوت تر هستند انتخاب کنید. در نهایت به شما پیشنهاد می کنیم در انتخاب رنگ مناسب برای برندتان بهتر است از شرکتها و افرادی که در این زمینه تخصص و تجربه کافی را دارند استفاده کنید.

نظر شما

سه اصل اساسی در شخصیت برندها

بارها در نوشته های مختلف به این موضوع تأکید کرده ایم که برندها و انسانها از بسیاری از جهات شبیه یکدیگر هستند. رفتار کردن در ارتباط با دیگران از وجهه های مشترک برند و انسان است و همین موجب می شود هر آن چیزی که موجب جذب یا دفع دیگران در ارتباطهای انسانی شود در […]

بارها در نوشته های مختلف به این موضوع تأکید کرده ایم که برندها و انسانها از بسیاری از جهات شبیه یکدیگر هستند.

رفتار کردن در ارتباط با دیگران از وجهه های مشترک برند و انسان است و همین موجب می شود هر آن چیزی که موجب جذب یا دفع دیگران در ارتباطهای انسانی شود در ارتباط بین برند با انسانها نیز صادق باشد. هر چیزی که برای موفقیت یک انسان لازم است برای موفقیت یک برند نیز لازم می باشد. در این میان سه اصل در ارتباطات انسانی وجود دارد که شخصیت و ثبات شخصیت برند بر پایه آن اصول است.

یک) اصل منطق

در این اصل ، منافع و فرصتها مطرح است. انسانها و برندها به این می اندیشند که چه چیزی موجب سود بردن آنها می شود و یا از چه فرصتهایی می توانند برای به دست آوردن آن سودها استفاده کنند. این بخش که تشخیص می دهد چه چیزی به سود او است و چه فرصتهایی می تواند برای او ایجاد شود مربوط به بخش منطق است. برندها و انسانها از طریق توانایی عقلی و منطقی خود با تجزیه و تحلیل کردن شرایط به صورت منطقی به این نتیجه می رسند که چه چیزی برای آنها سودمند است و از چه فرصتهایی می توانند برای رسیدن به این منافع استفاده کنند.

دو) اصل هیجان

این اصل مربوط به احساسات و علاقه مندیهای برند و افراد می باشد. هر انسانی تشکیل شده از علاقه مندیهای مختلف که تمایل دارد به آنها دست پیدا کند. از طرفی ، هیجانات منفی نیز وجود دارد که هم بر اساس اصل منطق و هم بر اساس اینکه انسانها و کلاً موجودات زنده آسیب گریز هستند سعی می کنند از این هیجانات منفی اجتناب کنند. گام گذاشتن در مسیر رسیدن به علاقه مندیها و به دست آوردن آنها برای هر انسانی سرشار از هیجانات و احساسات مثبت و نیرومند است.

برندها نیز از این ویژگی برخوردار هستند. برندها نیز علایقی دارند که رسیدن به آنها موجب ایجاد احساسات مثبت در آنها می شود. همچنین برندها به خوبی می دانند که این احساسات و هیجانات برای مخاطبان و مشتریان آنها بسیار ارزشمند است پس برای رسیدن به آن و خلق چنین احساساتی به مشتریان خود یاری می رسانند.

سه) اصل قوانین

احساس مسئولیت از دیگر اصول شخصیتی در برندها و انسانهاست. همانطور که هر انسانی در طول زندگی خود مسئولیت و وظیفه ای دارد و نسبت به آن احساس تکلیف می کند. برندها نیز مسئولیتهایی را برای خود تعریف می کنند و با ایجاد احساس تکلیف سعی می کنند به این اهداف و مسئولیتهای خود برسند.

حال یکی از مهمترین نکات قابل ذکر این است که قدرت انگیزاننده در هر کدام از این سه بخش متفاوت است. به عنوان مثال ، همه انسانها به خوبی می دانند که مسائلی که احساسات آنها را تحریک می کند بسیار قوی تر از مسائل منطقی است. حتی در بسیاری از اوقات احساسات به قدری قدرتمند می شوند که انسانها دست به کارهای غیر منطقی نیز می زنند و تنها دلیل آنها این است که علاقه مند بوده یا احساس انزجار و نفرت کرده است.

با پرداختن به سه اصل اساسی در شخصیت انسانها و برندها در این مقاله ، به خوبی متوجه شدیم که هر برندی سه بخش دارد که هر کدام در جایگاه خود از اهمیت زیادی برخوردار است. اما در این میان ، بخش احساسات و اصل هیجان بسیار قوی تر است و برندها  در زمینه های مختلف از این ویژگی برای اثر گذاریهای شدید بر روی مخاطبان خود استفاده می کنند. به همین دلیل پیشنهاد می شود در زمینه تبلیغات و مشتری یابی به اصل هیجان بیش از دو بخش دیگر توجه شود. البته این توجه نباید به گونه ای باشد که سایر بخشها نادیده یا کمرنگ انگاشته شوند چرا که هم اصل منطق و هم اصل قوانین نیز پس از مطرح شدن اصل هیجانات مطرح شده و از اهمیت زیادی برخوردار هستند.


شباهت برندها و انسانها

ابعاد شخصیت یک برند Brand Personality

راهکارهای کاربردی در برندسازی عاطفی برای مشتریان

آشفتگی هویت در برندهای ایرانی

نظر شما

شباهت برندها و انسانها

برندها و انسانها شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند که همین موجب شده است برندها یکی از حساس ترین موضوعات در کسب و کارها باشند. هر آن چیزی که برای موفقیت یک انسان در زمینه فعالیتش مهم است برای برندها نیز صدق می کند. شما معمولاً با چه دسته از افراد دوست دارید تعامل داشته […]

برندها و انسانها شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند که همین موجب شده است برندها یکی از حساس ترین موضوعات در کسب و کارها باشند.

هر آن چیزی که برای موفقیت یک انسان در زمینه فعالیتش مهم است برای برندها نیز صدق می کند. شما معمولاً با چه دسته از افراد دوست دارید تعامل داشته باشید ؟ آیا شخصیت ، ویژگیهای اخلاقی ، ظاهری و … برای شما مهم است ؟ قطعاً پاسخ بسیاری از شما مثبت است و شخصیت و ویژگیهای اخلاقی افراد را مهمترین جنبه انتخاب خود می نامید. برای اینکه بتوانید در زمینه برندسازی موفق باشید باید انسانها و رفتارهایشان را خوب بشناسید.

نه به این دلیل که قصد دارید روی مخاطبان و مشتریان خود اثر بگذارید ، بلکه به خاطر اینکه هر ویژگی که از نظر شما مثبت است می تواند در یک برند به ظهور برسد و جذابیت آن را برای مخاطبان و مشتریان افزایش دهد. چند ویژگی مهم و اصلی که بین انسان و برند مشترک است و دانستن این ویژگی ها به شما کمک می کند تا بتوانید یک برند جذاب برای مخاطبان خود بسازید را در ادامه اشاره می کنیم.

یک) اعتماد

مسلماً همه شما علاقه مند هستید با فردی که ارتباط برقرار می کنید یا به عنوان دوست انتخاب می کنید فرد قابل اعتمادی باشد. همانطور که اعتماد یکی از عناصر اصلی در روابط بین فردی  است و می تواند یک ارتباط را تداوم بخشیده یا از بین ببرد ، در ارتباط برند با مشتریانش نیز این موضوع صدق می کند. اگر افراد نتوانند به برند شما اعتماد کنند تمایلی به برقراری یا ادامه ارتباط با شما ندارند. پیشنهاد می شود سرگذشت برندهای موفق و ناموفق را مطالعه کنید تا به اهمیت این موضوع پی ببرید.

دو) ثبات در رفتار

یکی از مسائلی که موجب شکل گیری اعتماد در افراد می شود مشاهده ثبات در رفتار افراد است. یعنی اگر افراد بدانند که شما ثبات رفتاری و شخصیتی دارید به خوبی می توانند واکنش شما در موقعیتهای مختلف را پیش بینی کنند و متناسب با آن رفتار کنند. بنابراین نگران این نیستند که در ارتباط با شما سردرگم شوند و ندانند که چگونه باید رفتار کنند یا رفتار شما را چگونه پیش بینی کنند.

به همین دلیل ، به راحتی به شما اعتماد می کنند و شما را به دیگری ترجیح می دهند چرا که قابل پیش بینی بودن چه برای افراد چه برای رویدادها از جمله ویژگیهایی است که به افراد احساس آرامش و راحتی خیال می دهد. پس سعی کنید رفتار و عملکرد برند خود را با ثبات نگه دارید تا مشتریان بتوانند به شما اعتماد کنند. اگر برند شما در موقعیتهای مختلف ، رفتار متفاوتی داشته و موضع مشخصی برای خود نداشته باشد مشتریان نمی توانند رفتار آن را پیش بینی کنند و در نتیجه به آن اعتماد نمی کنند.

سه) چارچوب و قوانین

همانطور که افراد دارای چارچوب رفتاری برای بسیاری از افراد جذاب و قابل اعتماد هستند. برند نیز لازم است دارای چارچوبهای رفتاری ، باوری و اعتقادی و شعاری باشد تا بتواند شخصیتی جذاب و تأثیر گذار در بین مشتریان داشته باشند.

چهار) مستقل و منحصر به فرد بودن

سعی کنید برند خود را منحصر به فرد معرفی کنید و در رفتار و اعمال خود دارای استقلال باشید. همانطور که افراد وابسته یا افرادی که کارها و اعمال خود را از دیگران کپی برداری می کنند هیچ جذابیتی برای شما ندارند و نمی توانید به عنوان یک فرد مستقل ، توجه شما را جلب کنند و اعتمادتان را به دست بیاورند ، چرا که با هر بادی ممکن است بلرزند ؛ برندها نیز دقیقاً همینطور هستند  و داشتن استقلال در هدف و عملکرد از جمله ویژگیهای مهم برای آنها است.

نظر شما

بهترین ترفندها در برندسازی خدماتی

 برندسازی از اصول اولیه بازاریابی است. ساختن یک برند یا نام تجاری در ذهن مشتریان یکی از هدفهای اصلی هر کسب و کاری است که تلاش می کنند این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. به ویژه با افزایش رقابت ها و ابزارهای مختلف تبلیغاتی و برندسازی که امروزه گسترش پیدا کرده است […]

 برندسازی از اصول اولیه بازاریابی است.

ساختن یک برند یا نام تجاری در ذهن مشتریان یکی از هدفهای اصلی هر کسب و کاری است که تلاش می کنند این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. به ویژه با افزایش رقابت ها و ابزارهای مختلف تبلیغاتی و برندسازی که امروزه گسترش پیدا کرده است برندسازی از واجبات یک کسب و کار محسوب می شود. برای برندسازی باید از حوزه های مختلف وارد عمل شد. به عنوان مثال در یک برندسازی شما با بخشهای اصلی که باید در برندسازی مورد توجه قرار بگیرند سر و کار دارید. دانستن این بخشها و راهبردهای هر کدام برای برندسازی کردن از جمله اقدامات مهم و ضروری محسوب می شود.

یک) معرفی نام تجاری

قبل از هر چیزی شما باید به فکر معرفی کردن نام تجاری خود باشید. می توانید از امکانات تبلیغاتی به ویژه از طریق رسانه های پر مخاطب به معرفی برند خود بپردازید. مهمترین موضوع در این مرحله این است که نام تجاری شما در ذهن مخاطبان نقش ببندد. برای معرفی کردن خود بهترین کار این است که مکانها و بخشهای مختلف محل کار خود را به مخاطبان نشان دهید. می توانید در تبلیغاتی که برای برندسازی انجام می دهید به معرفی و نشان دادن تصاویر یا فیلم های بخشهای مختلف محل فعالیت خود را به مخاطبان نشان دهید. بهتر است تجهیزات پیشرفته و کارکنان آراسته خود را در این فیلم ها نشان دهید تا اعتماد مشتریان و مخاطبان افزایش پیدا کند.

دو) انتخاب سمبل مناسب

بیشتر فرآیند برندسازی مربوط به نحوه خدمات و فعالیتهایی است که با رقیبان خود وجه تمایز دارید. در واقع مزیتهای رقابتی شما به عنوان اهرم اصلی در برندسازی هستند. اما نمی توانیم منکر تأثیر نمادها و سمبل ها در برندسازی باشیم. در کنار افزایش و بهبود مزیتهای رقباتی خود باید به جا انداختن تصویر و نماد برند خود در ذهن مشتریان نیز توجه داشته باشید. هدف از این کار برقرار کردن ارتباط بین نام شرکت و با سمبل یا نماد مربوط به آن است. در این مرحله باید در انتخاب نماد خود دقت و حساسیت کافی را داشته باشید. اگر نماد اشتباهی را برای برند خود انتخاب کنید که به لحاظ اجتماعی و فرهنگی یا معرفی نماد ، توانایی برقراری ارتباط با مخاطبان را نداشته باشد یا مشکلاتی را ایجاد کند ، تمامی زحمات شما به هدر خواهد رفت.

 سه) کیفیت ارائه خدمات

شرکتهای خدماتی معمولاً جزء شرکتهایی هستند که نحوه ارائه خدمات آنها می تواند اهرم اصلی رقابتشان باشد. به عنوان مثال ، بیمه ها از جمله شرکتهای خدماتی هستند که افراد تا نیاز پیدا نکنند به سراغ آن نمی روند. حتی در برخی از اوقات از اینکه پول خود را صرف خرید این بیمه ها می کنند حس خوشایند یا اطمینان خاطر ندارند.بنابراین ، این دسته از شرکتها باید با خلاقیت و انتخاب درست هدف خود و خدمات فوق العاده و مناسبی که به مخاطبان ارائه می دهند مسیر برندسازی خود را هموارتر کنند. از جمله اقدماتی که برندسازی همین شرکتهای بیمه ای که برای مثال استفاده شد می تواند سرعت و زمان رسیدگی به پرونده ها باشد. هر چیزی که رقیبهای شما در آن ضعیف تر عمل می کنند می تواند به عنوان وجه تمایز و مزیت رقابتی شما محسوب شود.

چهار) محسوس سازی خدمات

یکی از مشکلات عمده ای که برندهای خدماتی دارند این است که عدم محسوس بودن محصول آنها موجب می شود مخاطبان و مشتریان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند یا به صورت عینی شاهد مزیتهای استفاده از آن باشند. در حالی که برای برندسازی یک نماد ، لازم است مشتراین از اهمیت و مزیتهای یک نماد آگاهی داشته باشند. برای این منظور شما می توانید افرادی که از خدمات شما استفاده کرده اند و راضی هستند را به مخاطبان نشان دهید تا خدمات خود را به شکل محسوس تر به مخاطبان نشان داده باشید.

نظر شما

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi موضوع این مقاله آموزشی در مورد برندسازی است. شرکت شیائومی یک شرکت تولیدی الکترونیکی است که در چین قرار دارد. می توانیم این شرکت را یکی از رقیب های اصلی در تولید گوشی های هوشمند برای شرکتهای بزرگ دنیا به حساب بیاوریم. شرکت شیائومی با اینکه نام سختی برای تلفظ […]

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi موضوع این مقاله آموزشی در مورد برندسازی است.

شرکت شیائومی یک شرکت تولیدی الکترونیکی است که در چین قرار دارد. می توانیم این شرکت را یکی از رقیب های اصلی در تولید گوشی های هوشمند برای شرکتهای بزرگ دنیا به حساب بیاوریم. شرکت شیائومی با اینکه نام سختی برای تلفظ کردن دارد ولی توانسته است در میان کاربران و استفاده کننده های گوشی های هوشمند محبوب باشد و بازار خوبی را برای خود به دست آورد. این شرکت در ابتدای ورود خود به بازار توانست با رشد بسیار بالایی که به دست آورده بود و میزان فروش بالایی که داشت ، اکثر بازارهای چین را در اختیار بگیرد. همچنین بازارهای او در کشورهای هند و مالزی نیز گسترش پیدا کرد. علت این موفقیت را می توانیم در برندسازی این شرکت بدانیم. در این مقاله به چند روش اصلی در برندسازی این شرکت اشاره می کنیم.

یک) ارزان بودن محصولات

گوشی های هوشمندی که شرکت شیائومی می ساخت و وارد بازار می کرد در مقایسه با سایر گوشی های هوشمندی که در بازار وجود داشت بسیار ارزان قیمت بود. به همین دلیل ، از تمامی اقشار جامعه می توانستند این گوشی را تهیه کنند و همین محبوبیت این برند را افزایش داده بود. ارزان بودن یک کالا به این معنی است که می توانیم این کالا را حداقل در بین ۶۰-۷۰ درصد جامعه گسترش دهیم و مشتریانی را از طبقات پائین و متوسط جامعه که در هر جامعه ای اکثریت را تشکیل می دهند به دست آوریم.

دو) کیفیت بالای محصولات

بسیار جالب است که بدانیم شرکت شیائومی با اینکه محصولات ارزان قیمت و گوشی های ارزانی را وارد بازار می کرد ولی در مقایسه با محصولاتی که قیمت بالاتری داشتند از نظر کیفیت می توانست با آنها به خوبی رقابت کند. همین موجب شد محبوبیت این برند بیش از پیش بالا رود و افراد زیادی به فکر خرید و تهیه کردن محصولات این شرکت باشند. کیفیت بالای یک محصول می تواند از جمله مهمترین استراتژیهای یک شرکت و مشاور برندسازی برای برندسازی باشد.

سه) خلاقیت و تنوع در تولید محصولات

خلاقیت عنصر اصلی یک برند باید باشد. شرکت شیائومی از این ویژگی به خوبی توانست استفاده کند. آنها خلاقیت را وارد فعالیت و تولید محصولات خود کردند و به زودی توانستند در بازار به شهرت برسند. یکی از خلاقیتهایی که این شرکت به کار برد ، تولید محصولات متنوع بود. زمانی که یک شرکت محصولات متنوعی را تولید می کند یعنی تولید خود را گسترش داده و می تواند مشتریان بیشتری داشته باشد.

شرکت شیائومی نیز پس از اینکه گوشی های هوشمند خود را وارد بازار کرد و توانست مشتریان زیادی را پیدا کند و توانایی ها و حسن نیت خود را با محصول ارزان و کیفیت بالا به مشتریان نشان دهد ؛ حال در مرحله بعدی ، شروع به تولید انواع دیگری از محصولات الکترونیکی کرد. در این مرحله شروع به تولید سایر محصولات همچون دستگاه تصفیه هوا ، تلویزیون ، هدفون ، هندزفری ، دوربین ، لپ تاپ ، تبلت ، جاروبرقی ، پاوربانک و محصولاتی از این دست کرد.

چهار) خلاقیت در تغییر نام برند

شرکت شیائومی به خوبی می دانست که تلفظ نام این شرکت سخت است و از جمله اصول روانشناسی که در برندسازی به کار می رود این است که یک نام جذاب که خوش آهنگ و خوش تلفظ است برای برند خود انتخاب کنند. به همین دلیل این شرکت نام برند خود را که شیائومی بود به mi که خلاصه شده نام این شرکت بود تبدیل کرد. مشتریان برای تلفظ کردن این نام راحت تر بودند و از طرفی زمانی که قرار است نام یک برند یا لوگوی آن طراحی شود می توانیم از این اسامی مختصر شده یا همین دو حرف به خوبی در ساختن لوگو و طراحی برند استفاده کنیم. در واقع شرکت شیائومی با خلاقیت خود توانست از نام تا عملکرد برند خود را به گونه ای هدایت کند که توجه مشتریان و بازار را بسیار سریع به خود جلب کند.

برند شیامی - لوگو شیامی

نظر شما

راهکارهای کاربردی در برندسازی عاطفی برای مشتریان

برندسازی که به طور مستقیم به احساسات و عواطف و خواسته های مشتریان توجه دارد و سعی می کند از این جنبه بر مشتریان تأثیر بگذارد برندسازی عاطفی می گویند. تجربه و نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است به بیشترین محرکی که افراد پاسخ مثبت نشان می دهند محرکهایی است که بتوانند احساسات آنها را […]

برندسازی که به طور مستقیم به احساسات و عواطف و خواسته های مشتریان توجه دارد و سعی می کند از این جنبه بر مشتریان تأثیر بگذارد برندسازی عاطفی می گویند.

تجربه و نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است به بیشترین محرکی که افراد پاسخ مثبت نشان می دهند محرکهایی است که بتوانند احساسات آنها را بر انگیزانند. زمانی که احساسات افراد تحریک شود ، معمولاً به صورت غیر منطقی فکر و عمل می کنند. به همین دلیل بسیاری از برندسازها به این واقعیت پی برده اند و تلاش می کنند از این ویژگی روانی انسانها برای برندسازی استفاده کنند. از آنجایی که امروزه به دلیل شبکه های اجتماعی قدرت این را دارند که در کسری از ثانیه مقدار زیادی اطلاعات را به مخاطبان ارائه داده و منتشر کنند.

بنابراین ، فاصله شما با رقیبانتان برای منتشر کردن و ارائه اطلاعات و پیامهای تبلیغاتی یا معرفی خودتان بسیار کم می شود. همچنین افراد به حدی اطلاعات دریافت می کنند که پس از مدتی به بسیاری از آنها توجه نمی کنند. پس لازم است تغییری در برنامه ها و استراتژیهای برندسازی خود انجام دهید تا بتوانید مخاطبان بیشتری را به خود جلب کنید. یکی از این استراتژیها استفاده از عواطف و هیجانات مخاطبان و مشتریان است. تحریک شدن احساسات آنها منجر به این می شود که ارتباط طولانی تری با شما داشته باشند و همچنین به شما اعتماد بیشری کنند.

شاید تصور شما این باشد که با یک استراتژی یا برنامه ساده می توانید به زودی به این هدف خود برسید. باید به شما بگوییم که برای رسیدن به این هدفتان باید زمان خود را نیز صرف کنید تا بتوانید چنین تغییر و اثرگذاری را ایجاد کنید. برندسازی تنها به معنی طراحی لوگو و تبلیغات نیست بلکه عنصر اصلی برندسازی همان ارتباط احساسی و عاطفی با مشتریان است. این ارتباط است که می تواند در طولانی مدت برای برند شما سود ساز باشد. بهترین مثال برای درک عمق برندسازی عاطفی و احساسی این است که بسیاری از مردم خریدهای خود را بر اساس احساسات خود انجام می دهند. حتی در ۸۰ درصد خریدهای مشتریان این احساسات آنهاست که مشتریان را وادار به خرید می کند نه نیازهای آنها به یک کالا !

این که شما بتوانید این ارتباط احساسی را با مشتریان خود برقرار کنید به بازاریابهایتان بستگی دارد و اینکه آنها از چه استراتژیها و برنامه هایی برای اجرا کردن چنین هدفی استفاده کنند. به همین منظور بهتر است با افرادی که در این زمینه تخصص و تجربه کافی را دارند مشورت کنید تا با صرف هزینه های کمتر ، بیشترین و بهترین را نتیجه را بگیرید. چرا که شما نمی توانید در تمامی بخشهای کسب و کار خود به تخصص کافی دست پیدا کنید پس بهترین روش این است که از تجربه و دانش افراد حرفه ای در این زمینه استفاده کنید و مسیر مشخص و واضحی را برای خود انتخاب کنید. از جمله روشها و استراتژیهای مناسب برای رسیدن به این هدف را در ادامه مطرح می کنیم.

یک) اهمیت وجود مشتریان

مشتریان شما باید به این باور برسند که تنها چیزی که برای شما مهم است خواسته ها ، نیازها ، تقاضاها و سلیقه آنهاست. تا زمانی که نتوانید این احساس را در آنها ایجاد کنید نمی توانید به برندسازی احساسی و عاطفی دست پیدا کنید. مشتریان با دیدن نام و لوگوی برند شما باید مطمئن باشند که شما برای آنها تلاش می کنید و همواره رضایت آنهاست که برایتان مهم است. اگر بتوانید چنین فکر و احساسی را به مشتریان و مخاطبان خود القا کنید قطعاً در زمینه برندسازی موفق خواهید بود و می توانید اطمینان داشته باشید که از رقیبان خود جلوتر هستید چرا که مشتریانتان همیشه شما را به آنها ترجیح می دهند.

دو) شناخت ویژگیهای شخصیتی و روانی مشتریان

برای اینکه به هدف اول خود که در بالا مطرح شد دست پیدا کنید باید مشتریان خود را به خوبی بشناسید. شما نمی توانید تمامی روشها را آزمون و خطا کنید تا به روشی که برای مشتریان شما مناسب تر است دست پیدا کنید. چرا که هم زمان و هم بودجه شما محدود است. پس برای این منظور باید نظر خواهی های وسیع به صورت مستقیم و غیر مستقیم راه اندازی کنید و تحقیقات وسیعی از پتانسیلهای بازار کنونی داشته باشید تا بتوانید مناسب ترین روش را انتخاب کنید.

سه) اشتراک در لحن و روش

برای اینکه بتوانیم خودمان را در ذهن و احساس دیگران تثبیت و ماندگار کنیم باید همیشه از یک لحن و روش استفاده کنیم. اگر شما هر از گاهی از روشها یا لحنهای مختلف استفاده کنید نمی توانید هماهنگی و انسجام خود را به مخاطبان نشان دهید و تغییر در روشها و لحن شما نمی تواند اثر گذاری ماندگاری بر مشتریان بگذارد. این هماهنگی و ثبات می تواند موجب اعتماد بیشتر مشتریان شود.

چهار) دوستانه و صمیمی باشید

سعی کنید چهره ای صمیمانه و دوستانه برای مشتریان خود بسازید. اگر مشتریان شما با شما احساس صمیمیت داشته باشند دیگر قیمت محصول یا کیفیت آن نیست که برایشان مهم است بلکه فقط برای اینکه علاقمند به شما هستند آن را خریداری می کنند. این صمیمیت و دوستی ، موجب احساس دوستی با شما می شود  و حتی به عنوان تبلیغ گران دهان به دهان برای شما خواهند بود.

نظر شما

تضمین آینده کسب و کارتان با برند سازی شخصی

اگر شما نیز به عنوان یک کارآفرین به فعالیت مشغول هستید حتماً به خوبی می دانید که برندسازی شخصی تا چه اندازه مهم است. می توانیم به جرأت بگوییم که امروزه هیچ شرکت یا فردی نمی تواند بدون داشتن برند به فعالیت خود ادامه دهد یا مخاطبان مورد نظر خود را جذب کند. می توانیم […]

اگر شما نیز به عنوان یک کارآفرین به فعالیت مشغول هستید حتماً به خوبی می دانید که برندسازی شخصی تا چه اندازه مهم است.

می توانیم به جرأت بگوییم که امروزه هیچ شرکت یا فردی نمی تواند بدون داشتن برند به فعالیت خود ادامه دهد یا مخاطبان مورد نظر خود را جذب کند. می توانیم به قطع یقین بگوییم که برندسازی شخصی می تواند یکی از عوامل اصلی و مهم در موفقیت شما در کسب و کارتان باشد. از طرفی ، برندسازی شخصی در کنار برندسازی برای کسب و کار نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از مردم زمانی که با برند شما آشنا می شوند و پی به این می برند که این برند نیز مربوط به برند شخصی شماست ، تمایل بیشتری برای خرید پیدا می کنند.

همچنین در صورتی که شما یک برند شخصی موفق داشته باشید ، زمینه های مشغول شدن شما در زمینه فعالیتتان بالا می رود. زیرا اکثر افرادی که در این زمینه مشغول به فعالیت هستند تمایل دارند با شما که یک برند شناخته شده هستید فعالیت کنند. می توانیم با اطمینان بگوییم که برندها و اشخاص برای موفق شدن به یکدیگر نیازمند هستند. از مزایای برندسازی شخصی برای تضمین آینده شغلی شما می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم.

یک) شناخته شدن در میان سایر افراد

شما اگر به عنوان یک فرد ، بتوانید برندسازی شخصی داشته باشید می توانید موفق تر از سایر افرادی که برند شخصی ندارند عمل کنید. چرا که افرادی که از شما دعوت به همکاری می کنند ، زمانی که متوجه شوند شما یک برند شخصی در این زمینه دارید ، احتمال اینکه با شما همکاری کنند بیشتر است. از طرفی ، افراد و مخاطبان و مشتریان شما نیز تمایل دارند با فردی که برند شخصی دارد تعامل داشته باشند و او را به سایر افراد ترجیح می دهند.

دو) شانس بالای پیشنهاد کار

افراد و کار آفرین هایی که برای خودشان برند شخصی دارند احتمال اینکه پیشنهادهای کاری بیشتری داشته باشند بسیار بالاست. از طرفی ، احتمال همکاری شما با سایر برندها را نیز افزایش می دهد.

سه) تغییر دیدگاه رسانه ها

شاید بسیاری از افراد باشند که در حرفه خود دارای تخصص قابل قبول و خوبی هستند ولی هرگز نمی توانند خودشان را به عنوان یک کارشناس خبره و حرفه ای در آن زمینه نشان دهند. بر عکس ، عده ای از افراد هم هستند با اینکه تخصص زیادی در آن زمینه ندارند ولی به قدری در معرفی خود موفق بوده اند که بسیاری از افراد ، از آنها به عنوان کارشناسان و افراد سرآمد در آن زمینه و رشته یاد می کنند. بنابراین ، اینکه شما بتوانید خودتان را به عنوان یک کارشناس معرفی کنید دقیقاً به همان اندازه مهم است که بتوانید در یک زمینه به مرتبه کارشناسی برسید.

سعی کنید با افراد و رسانه های مختلف در ارتباط باشید و توانایی ها و زمینه های فعالیت خود را با آنها در میان بگذارید. به این نکته مهم توجه داشته باشید که شما به عنوان یک برند شخصی باید بتوانید خودتان را به خوبی معرفی کنید.

چهار) اهمیت ارتباط خصوصی

به همان اندازه که یک صاحب برند باید با عموم مردم در ارتباط باشد و ارتباط عمومی بالایی داشته باشد. ارتباط با مشتریان نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. سعی کنید نیازمندی ها و علایق مشتریان خود را به ویژه مشتریان هدفتان را شناسایی کنید و در جهت تأمین این خواسته ها برآیید. هر چقدر ارتباط شما با مشتریانتان به ویژه مشتریان اصلی تان بیشتر و بهتر باشد ، احتمال موفقیت شما نیز افزایش پیدا می کند.

پنج) طراحی سایت

سعی کنید برای برند شخصی خودتان ، سایتی را طراحی کنید. طراحی این سایت ، علاوه براینکه رسمیت فعالیت شما را به دیگران نشان می دهد بلکه موجب می شود شما بتوانید به عنوان یک برند شخصی با مخاطبان خود ارتباط داشته باشید.

شش) کاربرد اصول شناخته شده

در بالا به چندین اصل و مزیت برندسازی شخصی اشاره شد. ممکن است بسیاری از افراد یا کسانی که به دنبال ساختن یک برند شخصی هستند از این اصول آگاهی داشته باشند اما درصد افرادی که این اصول را به کار می برند واقعاً چند نفر هستند ؟ اینکه شما از چیزی مطلع باشید با اینکه آن را به کار ببرید بسیار متفاوت است. پس صرف دانستن مهم نیست بلکه باید اراده قوی در به کار بردن آنها داشته باشید.

 برندسازی              مشاور برندسازی


موضوع مرتبط :

چگونگی برندسازی شخصی برای خانم ها

نظر شما

تضمین آینده کسب و کارتان با برند سازی شخصی

اگر شما نیز به عنوان یک کارآفرین به فعالیت مشغول هستید حتماً به خوبی می دانید که برندسازی شخصی تا چه اندازه مهم است. می توانیم به جرأت بگوییم که امروزه هیچ شرکت یا فردی نمی تواند بدون داشتن برند به فعالیت خود ادامه دهد یا مخاطبان مورد نظر خود را جذب کند. می توانیم […]

اگر شما نیز به عنوان یک کارآفرین به فعالیت مشغول هستید حتماً به خوبی می دانید که برندسازی شخصی تا چه اندازه مهم است.

می توانیم به جرأت بگوییم که امروزه هیچ شرکت یا فردی نمی تواند بدون داشتن برند به فعالیت خود ادامه دهد یا مخاطبان مورد نظر خود را جذب کند. می توانیم به قطع یقین بگوییم که برندسازی شخصی می تواند یکی از عوامل اصلی و مهم در موفقیت شما در کسب و کارتان باشد. از طرفی ، برندسازی شخصی در کنار برندسازی برای کسب و کار نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. بسیاری از مردم زمانی که با برند شما آشنا می شوند و پی به این می برند که این برند نیز مربوط به برند شخصی شماست ، تمایل بیشتری برای خرید پیدا می کنند.

همچنین در صورتی که شما یک برند شخصی موفق داشته باشید ، زمینه های مشغول شدن شما در زمینه فعالیتتان بالا می رود. زیرا اکثر افرادی که در این زمینه مشغول به فعالیت هستند تمایل دارند با شما که یک برند شناخته شده هستید فعالیت کنند. می توانیم با اطمینان بگوییم که برندها و اشخاص برای موفق شدن به یکدیگر نیازمند هستند. از مزایای برندسازی شخصی برای تضمین آینده شغلی شما می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم.

یک) شناخته شدن در میان سایر افراد

شما اگر به عنوان یک فرد ، بتوانید برندسازی شخصی داشته باشید می توانید موفق تر از سایر افرادی که برند شخصی ندارند عمل کنید. چرا که افرادی که از شما دعوت به همکاری می کنند ، زمانی که متوجه شوند شما یک برند شخصی در این زمینه دارید ، احتمال اینکه با شما همکاری کنند بیشتر است. از طرفی ، افراد و مخاطبان و مشتریان شما نیز تمایل دارند با فردی که برند شخصی دارد تعامل داشته باشند و او را به سایر افراد ترجیح می دهند.

دو) شانس بالای پیشنهاد کار

افراد و کار آفرین هایی که برای خودشان برند شخصی دارند احتمال اینکه پیشنهادهای کاری بیشتری داشته باشند بسیار بالاست. از طرفی ، احتمال همکاری شما با سایر برندها را نیز افزایش می دهد.

سه) تغییر دیدگاه رسانه ها

شاید بسیاری از افراد باشند که در حرفه خود دارای تخصص قابل قبول و خوبی هستند ولی هرگز نمی توانند خودشان را به عنوان یک کارشناس خبره و حرفه ای در آن زمینه نشان دهند. بر عکس ، عده ای از افراد هم هستند با اینکه تخصص زیادی در آن زمینه ندارند ولی به قدری در معرفی خود موفق بوده اند که بسیاری از افراد ، از آنها به عنوان کارشناسان و افراد سرآمد در آن زمینه و رشته یاد می کنند. بنابراین ، اینکه شما بتوانید خودتان را به عنوان یک کارشناس معرفی کنید دقیقاً به همان اندازه مهم است که بتوانید در یک زمینه به مرتبه کارشناسی برسید.

سعی کنید با افراد و رسانه های مختلف در ارتباط باشید و توانایی ها و زمینه های فعالیت خود را با آنها در میان بگذارید. به این نکته مهم توجه داشته باشید که شما به عنوان یک برند شخصی باید بتوانید خودتان را به خوبی معرفی کنید.

چهار) اهمیت ارتباط خصوصی

به همان اندازه که یک صاحب برند باید با عموم مردم در ارتباط باشد و ارتباط عمومی بالایی داشته باشد. ارتباط با مشتریان نیز از اهمیت زیادی برخوردار است. سعی کنید نیازمندی ها و علایق مشتریان خود را به ویژه مشتریان هدفتان را شناسایی کنید و در جهت تأمین این خواسته ها برآیید. هر چقدر ارتباط شما با مشتریانتان به ویژه مشتریان اصلی تان بیشتر و بهتر باشد ، احتمال موفقیت شما نیز افزایش پیدا می کند.

پنج) طراحی سایت

سعی کنید برای برند شخصی خودتان ، سایتی را طراحی کنید. طراحی این سایت ، علاوه براینکه رسمیت فعالیت شما را به دیگران نشان می دهد بلکه موجب می شود شما بتوانید به عنوان یک برند شخصی با مخاطبان خود ارتباط داشته باشید.

شش) کاربرد اصول شناخته شده

در بالا به چندین اصل و مزیت برندسازی شخصی اشاره شد. ممکن است بسیاری از افراد یا کسانی که به دنبال ساختن یک برند شخصی هستند از این اصول آگاهی داشته باشند اما درصد افرادی که این اصول را به کار می برند واقعاً چند نفر هستند ؟ اینکه شما از چیزی مطلع باشید با اینکه آن را به کار ببرید بسیار متفاوت است. پس صرف دانستن مهم نیست بلکه باید اراده قوی در به کار بردن آنها داشته باشید.

 برندسازی              مشاور برندسازی


موضوع مرتبط :

چگونگی برندسازی شخصی برای خانم ها

نظر شما

برند را باور کنید و سپس برندسازی کنید !

برند در واقع هویت شرکت شماست. هر هدف ، ایده و برنامه ای که برای آینده خود دارید باید در برندتان به خوبی نمایش داده شود. در واقع برند و برندسازی یک پروسه ای است که طی آن هویت خود را می سازید و به مخاطبان نشان می دهید. هر زمان صحبت از برندسازی است […]

برند در واقع هویت شرکت شماست. هر هدف ، ایده و برنامه ای که برای آینده خود دارید باید در برندتان به خوبی نمایش داده شود.

در واقع برند و برندسازی یک پروسه ای است که طی آن هویت خود را می سازید و به مخاطبان نشان می دهید. هر زمان صحبت از برندسازی است همیشه به اینکه باید از طریق برندتان هویت سازی کنید به عنوان اولین مسأله در برندسازی مطرح می شود. یعنی برند شما کاملاً نشان می دهدکه شما چه کسی و مشغول چه کاری هستید. بسیاری از شرکتها و برندها هم هستند که سالها و روزها مشغول این هستند که بتوانند ارزش برند خود را نشان دهند و خودشان را به مخاطبان معرفی کنند.

اما در نهایت با چیزی که مواجه می شوند این است که آنچنان که باید نتوانسته اند برند خود را به دیگران معرفی کنند یا جایگاه مد نظر را پیدا کنند. همچنین ممکن است ماهیتی که به عنوان هدفشان بود و تمایل داشتند مخاطبان آنها را به آن شکل بشناسند ؛ ولی در نهایت تصویری که از خود نشان می دهند و ماهیتی که می سازند به چیزی که در هدف و برنامه هایشان بوده متفاوت است.

مهمترین چیزی که موجب می شود این فاصله بین تصویر برند و آن چیزی که مد نظر مدیران و برندسازان بوده است ایجاد شود مسأله “باور برند” است. یعنی اکثر مدیران برندها در ایران ، همواره شعارها و اهدافی که برای برندشان انتخاب می کنند با عملکرد کلی آنها متفاوت است. یعنی در عمل به شعارها و حرفهایی که میز نند باور ندارندو مغایر با آنها عمل می کنند. به همین دلیل است که  در زمینه برندسازی اغلب نمی توانند موفق باشند.

باید بپذیریم که برندسازی یک نوع نگرش است و داشتن یک نگرش برای برندسازی بسیار مهم است و در غیر این صورت نتیجه ای که در ذهنتان دارید به هیچ وجه حاصل نخواهد شد. پس داشتن صداقت در درجه اول برای ساختن یک برند مناسب ضروری است. اگر شما در برندسازی صداقت داشته باشید خواهید دید که برند شما دقیقاً همان چیزی است که نشان می دهد. علاوه بر این ، باید بتوانید برند را مرحله به مرحله پیش ببرید و آن را پرورش دهید. وضعیتی را تصور کنید که در آن ، کارمندان خود را به اینکه وظیفه شناس باشند توصیه می کنید و مدام از آنها انتظار دارید که وقت شناس باشند اما در عمل خودتان به این گفته خود عمل نمی کنید. آیا با این شرایط می توانید بر روی مخاطبان خود تأثیر بگذارید ؟ کاملاً مشخص است که خیر.

در خصوص برندسازی هم دقیقاً همینطور است اگر شما یک شعار یا حرفی داشته باشید که خودتان به آن عمل نمی کنید ، پس در زمینه برندسازی نمی توانید موفق باشید. اگر می خواهید یک برند تأثیر گذار بسازید بهتر است ابتدا خودتان را بسازید و شاهد این باشید که چگونه برند اثر گذاری خواهید ساخت.

به طور کلی می توان گفت ، برند شما همان چیزی می شود که شما در واقعیت هستید نه آن چیزی که فقط در فکر یا برنامه های خود دارید. به همین دلیل ، برای رسیدن به برندی که در برنامه ها و ایده های خود دارید باید روی رفتار و نگرش خودتان و کارکنانتان و به طور کلی در کل سیستم خود تمرکز کنید و سعی کنید همه مجموعه شما در راستای اهداف و برنامه هایی که برای برند خود در نظر گرفته و برنامه ریزی کرده اید عمل کنند.

این نظارت باید به صورت مداوم انجام شود و تمامی بخشهای مختلف کسب و کارتان باید به صورت هماهنگ و یکپارچه عمل کنند. این هماهنگی یکی از اصول اولیه برای رسیدن به برندی است که همیشه در ذهنتان می پروراندید.

نظر شما