اهداف و روشهای برندسازی داخلی سازمان

یکی از راهبردهایی که شرکتها یا سازمانهای مختلف برای تشویق کارکنان خود استفاده می کنند تا آنها متناسب با ارزش ها و شعارهای سازمان یا شرکتشان زندگی کنند یا در زندگی معمولی خود آنها را به کار ببرند استفاده از برندسازی داخل سازمانی است. یکی از عوامل بسیار مهمی که موجب بهتر شدن عملکرد یک […]

یکی از راهبردهایی که شرکتها یا سازمانهای مختلف برای تشویق کارکنان خود استفاده می کنند تا آنها متناسب با ارزش ها و شعارهای سازمان یا شرکتشان زندگی کنند یا در زندگی معمولی خود آنها را به کار ببرند استفاده از برندسازی داخل سازمانی است.

یکی از عوامل بسیار مهمی که موجب بهتر شدن عملکرد یک سازمان می شود این است که ابتدا روی کارکنان داخل سازمان خود سرمایه گذاری کنند. این سرمایه گذاری به معنی ارائه خدمات یا تنظیم برنامه هایی است که بتواند کارکنان داخل سازمان را به افرادی وفادار نسبت به برند تبدیل کند. برندها حتی در زندگی روزمره کارکنان وفادار به برند در جریان هستند.

به همین دلیل اکثر سازمانها و شرکتها سعی می کنند برای اجرای برندسازی داخل سازمانی ، طراحی ها ، نقشه ها و برنامه هایی داشته باشند که ارتباط بین سازمان و مسئولین آن و همچین ارتباط میان تمامی کارکنان با یکدیگر را تسهیل کنند. آنها سعی می کنند در این برنامه های خود ، کارکنان را برای درک بیشتر قوانین و اهداف سازمانی آماده کرده و آموزش دهند. همچنین آنها می توانند این برنامه را به گونه ای طراحی کنند که خود کارکنان این آموزش را از یکدیگر دریافت کنند.

هدف از این آموزشها این است که کارکنان سازمان را به عنوان سفیرهای برند خود در جامعه تبدیل کنند. اگر کارکنان این سازمانها یا برندها آموزشهای لازم را دیده باشند و ارتباط محکم و قوی با مسئولین و سایر کارکنان داشته باشند میزان تعهد آنها به برند افزایش پیدا می کند و بدون کوچکترین تلاشی تبدیل به نماینده ها و سفیران برندهای خود می شوند.

از نظر مشاور برندسازی ، در این برندسازی ، هدف این است که قبل از ارسال پیام برند به مصرف کنندگان یا مشتریان ، کارکنان این شرکتها پیام برند را دریافت کنند. فهم درست از پیام و هدف برند توسط کارکنان موجب می شود آنها ، پیام برند را به درستی به مشتریان منتقل کنند. در حالی که اگر کارکنان شما هنوز متوجه پیام یا هدف برندنتان نشده باشند نمی توانند این پیام را به درستی به مشتریان منتقل کرده یا تصویر صحیحی از آن در ذهن مخاطبان خلق کنند. بنابراین مسئله درک صحیح برند از جانب کارکنان یکی از اصول مهم در برندسازی است. آنها ارتباط مستقیم با مشتریان دارند و هر چقدر دانش و آگاهی و درک آنها از برند بیشتر باشد بهتر می توانند با مشتریان ارتباط برقرار کنند.

متأسفانه شرکتها یا برندهای کمی وجود دارند که این اصل را رعایت کنند و از برندسازی سازمانی شروع کنند تا به برندسازی خارج سازمانی برسند. البته در ایران این خلاء بیشتر دیده می شود ؛ به گونه ای که بسیاری از مدیران شرکتها یا برندها اهمیت زیادی به برندسازی داخل سازمانی نمی دهند و هدفشان را تنها محدود به معرفی محصول به مشتریان می کنند. هر چند ناگفته نماند که در این میان ، برخی از برندها یا سازمان ها هم هستند که با جدیت بسیاری آن را پیاده کرده و دنبال می کنند.

برای رسیدن به این هدف از راهکارهای زیر می توان بهره گرفت.

یک) تشکیل جلسات منظم

تشکیل جلسات منظم به مدیران کمک می کند تا بتوانند در جریان تغییرات سازمانی یا اطلاعاتی که کارکنانشان به آنها می دهند در قرار بگیرند. از آنجایی که کارکنان با مشتریان و موقعیت ارائه خدمات در ارتباط مستقیم هستند می توانند اطلاعات بسیار مفیدی به مدیران بدهند که در پیشبرد اهداف برند بسیار مهم است.

دو) ایجاد ارتباط نزدیک مدیران و مسئولین با کارکنان

در این جلسات مدیران می توانند از نزدیک با کارکنان خود در ارتباط باشند و ارتباط دو  طرفه و دوستانه ای با آنها برقرار کنند که در ایجاد تعهد در کارکنان بسیار مهم است.

سه) آشنایی و همکاری کارکنان

این جلسات به کارکنان نیز کمک می کند تا با همکاران خود که در بخشهای دیگر مشغول فعالیت هستند آشنا شوند و ارتباط نزدیک و دوستانه ای بین آنها شکل بگیرد.

نظر شما

آیا خرید برند آماده ، بهتر از ثبت برند جدید است ؟

آیا شما نیز به فکر ثبت برند افتاده اید ؟ آیا با مشکلات و سختی هایی که در این مسیر وجود دارد شما نیز برخورد کرده اید ؟ اگر شما نیز این تجربیات را دارید بهتر است با این مقاله همراه شوید. از آنجایی که ثبت یک برند تازه تأسیس با مشکلات و روندهای قانونی […]

آیا شما نیز به فکر ثبت برند افتاده اید ؟ آیا با مشکلات و سختی هایی که در این مسیر وجود دارد شما نیز برخورد کرده اید ؟ اگر شما نیز این تجربیات را دارید بهتر است با این مقاله همراه شوید.

از آنجایی که ثبت یک برند تازه تأسیس با مشکلات و روندهای قانونی زیادی مواجه است ؛ بسیاری از افراد از خیر این کار می گذرند. داشتن برند و برندسازی یکی از مهمترین اقداماتی است که یک کسب و کار می تواند انجام دهد. برندها نشان دهنده هویت شما هستند و مانند شناسنامه کسب و کار شما می باشند. این برندها هستند که در ذهن مشتریان باقی می مانند و می توانند مشتریان وفادار برای شما به دست آورند.

همچنین فعالیت کسب و کارها در سایه برندهاست که هدفمندی واقعی خود را پیدا می کند و کسب و کار شما را به صورت تخصصی تر پیش می برد. با توجه به مزایایی گفته شده برای استفاده از برند ، پیشنهاد ما به شما این است که به جای انصراف از این کار ، سعی کنید یک راه حل برای آن پیدا کنید. یکی از راه حلهایی که برای این مشکل وجود دارد این است که یک برنده آماده را خریداری کنید. از آنجایی که برند به کسب و کار شما هویت می دهد پس بهتر است گزینه خرید برند را به جای صرف نظر از آن انتخاب کنید.

مزایایی که از این طریق به دست می آورید را در ادامه توضیح می دهیم تا متوجه شوید که خرید یک برند آماده می تواند حتی سودمندتر از ساختن یک برند جدید باشد.

یک) خرید سریع

زمانی که اقدام به خرید یک برند آماده می کنید نیازی نیست زمان زیادی را صرف طی کردن مراحل اداری و دفتری برای ثبت آن کنید. بلکه کافی است در یک دفتر خانه رسمی حاضر شوید و مجوز آن برند را به نام خود ثبت کنید. بنابراین به جای صرف بیش از نیمی از سال خود برای دریافت مجوز ثبت برند به راحتی در عرض چند دقیقه می توانید صاحب برند شوید.

دو) شناخته شده بودن یک برند

برندی که خودتان تصمیم به ثبت آن داشت باشید یک برند تازه کار و ناشناخته در بازار است. باید سالها زمان طی شود تا مشتریان و مخاطبان با این برند آشنا شوند تا بتوانید تغییر در میزان فروش یا تعداد مشتریان وفادار را شاهد باشید. اما در برندی که به صورت آماده می خرید یک برند شناخته شده ای است که قبلاً در بازار در حال فعالیت بوده است. برای راه اندازی مجدد آن کافی است چند ایده جدید داشته باشید تا آن را به قوت قبل اداره کنید و از مزایای شناخته شده بودن و مشتریان کنونی آن بهره مند شوید.

سه) نگران عدم ثبت نباشید

زمانی که اقدام به خرید یک برند آماده می کنید نگران نیستید که با درخواست شما موافقت نشود ؛ بلکه این برند آماده ، قبلاً تمامی مسیرها را طی کرده است و مجوزها و تأییدهای لازم را دارد. بنابراین ، جای نگرانی برای عدم تأیید این برند نیست.

چهار) مقرون به صرفه

شاید در نظر اول ، چنین به نظر برسد که یک برند آماده بسیار گران تر از ثبت یک برند جدید تمام شود ؛ اما واقعیت این است که برند آماده ، تمامی مسیرهایی که باید طی کنید تا به سود دهی در بازار برسید را طی کرده است. اعتبار و ارزشی که این برندها در بازار و در میان مشتریان دارد ، سرمایه زیادی را صرف کرده تا به دست بیاید. همچنین قیمت برند به موارد بسیاری وابسته است. قیمت گذاری برندها توسط افراد کارشناس و حرفه ای در این حوزه انجام می شود.

با توجه به اینکه نام برند تجاری که قصد خرید آن را دارید تا چه حد زیبا و شناخته شده است و چند محصول را در مجوز خود دارد قیمت گذاری های آن متفاوت خواهد بود. پس می توانید با توجه به هدفی که از این برند دارید به راحتی تصمیم بگیرید که برند مورد نیاز شما باید چه خصوصیاتی داشته باشد و این ویژگیها از طرف کارشناسان حرفه ای قیمت گذاری خواهد شد تا بتوانید مقرون به صرفه ترین برند را خریداری کنید.

 برند سازی

نظر شما

اشتباهاتی که در ارتباط با تصویر برند اتفاق می افتد

اگر از شما بخواهیم چند برند را نام ببرید حتماً هنگام فکر کردن ، ابتدا تصویر چند مورد از آنها از ذهنتان عبور می کند و سپس نام و ویژگی آنها به خاطرتان می آید. به همین دلیل است که شرکتها سعی می کنند معانی مورد نظر خود را از طریق تصاویری که در ذهن […]

اگر از شما بخواهیم چند برند را نام ببرید حتماً هنگام فکر کردن ، ابتدا تصویر چند مورد از آنها از ذهنتان عبور می کند و سپس نام و ویژگی آنها به خاطرتان می آید.

به همین دلیل است که شرکتها سعی می کنند معانی مورد نظر خود را از طریق تصاویری که در ذهن مشتریان به وجود می آورند به آنها منتقل کنند. آیا تمامی شرکتها یا سازمانها در تصویرسازی برندشان موفق هستند ؟ خیر ، گاهی ممکن است شرکتها در این تصویرسازی نتوانند موفقیت چندانی به دست آورند. برندسازی از پایه های اصلی موفقیت یک نام یا محصول تجاری است پس بهتر است با دلایل این عدم موفقیت آشنا شویم تا بتوانیم تصمیمات بهتری بگیریم.

 برند سازی

یک) عدم واقعیت تصویر ارائه شده

گاهی شرکتها در ساخت یک تصویر مرتبط و واقعی با خودشان مشکل دارند. این مشکل ممکن است حاصل عدم شناخت دقیق فعالیت و اهداف باشد یا اینکه در طراحی آن کوتاهی و سهل انگاری رخ داده باشد. به همین دلیل در نتیجه تصویری که برای برند ساخته می شود یک تصویر غیر واقعی است که ارتباط چندانی با محصول یا خدمات مورد نظر ندارد. بهتر است ابتدا نوع فعالیت ، اهداف و مشتریان اصلی خود را بشناسید و سپس برای ساخت برند اقدام کنید. همچنین توصیه می شود حتماً از افراد متخصص در این زمینه کمک و مشاوره بگیرید.

دو) عدم نوآوری

مشکل دیگر شرکتهایی که برندسازی موفقی ندارند این است که تصویر آنها یک تصویر تکراری و بدون هیچ گونه عنصر نوآوری در آن است. بهتر است در ساخت برندتان تا جایی که امکان دارد از خلاقانه ترین ایده ها و تصاویر استفاده کنید. عدم نوآوری در تصویرسازی برندتان موجب می شود تمایز شما با سایر رقیبانتان مشخص نباشد و نتوانید بخش مورد نظر بازار خود را جلب کنید. پس حتماً از ایده ها و تصاویر خلاقانه استفاده کنید.

سه) عدم صرف زمان مناسب

گاهی شما تصور می کنید به محض اینکه برند خود را وارد بازار کردید باید با مشتریان مواجه شوید و شروع به فروش محصول یا خدمات خود کنید. این تصور یک تصور اشتباه و به شدت آسیب زننده است. شما زمان زیادی لازم دارید تا برندتان را به دیگران معرفی کنید. باید از صرف زمان کافی در این مسیر خسته نشوید و از هر فرصتی برای معرفی برند خود استفاده کنید. برند شما فرآیندی را باید طی کند و سپس در بازار شناخته شود تا بتوانید در جلب مشتریان موفق باشد.

چهار) عدم تأکید بر منحصر به فرد بودن

هر چقدر هم شما ویژگیهای منحصر به فردی داشته باشید باز هم ممکن است مشتریان متوجه جنبه های انحصاری شما نشوند. پس بهتر است در تبلیغات و معرفی خود از برندتان تلاش کنید حتماً به ویژگیهای منحصر به فرد آن که موجب شده است شما با سایر برندها متفاوت باشید یا لزومی که برای حضور در بازار احساس کرده اید که بتوانید نیاز مشتریان را برآورده کنید اشاره کنید. این شناخت دقیق از برندتان موجب می شود جنبه منحصر به فرد آن شناخته شود و مشتریان اقبال بیشتری نشان دهند.

پنج) عدم تعیین مشتریان

لازم است مشتریان اصلی خود را مشخص کنید و به آنها تأکید کنید. اگر مشتریان متوجه شوند که محصولی یا برندی فقط برای رفع نیاز آنها عرضه و تولید شده است بیشتر به شما اعتماد خواهند کرد. بنابراین ، گروهی از مشتریان که از نظر شما مناسب ترین و مرتبط ترین گروه از مشتریان هستند که به محصول شما نیاز دارند را در پیامهای تبلیغاتی و معرفی خود در نظر بگیرید.

شش) عدم توجه به افکار مشتریان

مشتریان شما زمانی که اقدام به خرید می کنند یا تصمیم آن را می گیرند قطعاً یک سری از افکار در ذهن آنها ایجاد می شود. بهتر است به افکاری که در ذهن مشتریان شما شکل می گیرد توجه کنید و آنها را از طریق تحقیق و مصاحبه با مشتریان به دست آورید تا اطلاعاتتان در این زمینه کمک مناسبی به شما بکند.

نظر شما

دو راهکار اصلی برای ایجاد مزیت نسبی در برندسازی بیمه

زمانی که به عرضه کننده های خدمات بیمه توجه می کنیم شاهد هستیم که بسیاری از این شرکتهای بیمه تمرکز فعالیتی خاصی ندارند. بدین معنی که نوع فعالیت خود را اختصاصی نکرده اند. فعالیت کردن به این شکل هرگز نمی تواند روند رو به موفقیتی را برای یک شرکت بیمه ایجاد کند ؛ چرا که […]

زمانی که به عرضه کننده های خدمات بیمه توجه می کنیم شاهد هستیم که بسیاری از این شرکتهای بیمه تمرکز فعالیتی خاصی ندارند.

بدین معنی که نوع فعالیت خود را اختصاصی نکرده اند. فعالیت کردن به این شکل هرگز نمی تواند روند رو به موفقیتی را برای یک شرکت بیمه ایجاد کند ؛ چرا که مشتریان شما از هر قشری خواهند بود و چون تمرکز کافی بر خدمات رسانی بر دسته خاصی از مشتریان ندارید نمی توانید در خدمت رسانی به آنها موفق باشید. همین امر موجب عدم وفاداری مشتریان نسبت به این دسته از شرکتهای بیمه خواهد شد. بنابراین در زمینه برند سازی این بیمه ها ضعف بسیار فاحشی دیده می شود که علی رغم صرف هزینه های بالا نیز نمی توانند بازار مناسبی در میان مشتریان برای خود ایجاد کنند.

یکی از عمده ترین تلاشهای هر کسب و کاری در دنیای کنونی بر این است که بتوانند جایگاهی را برای خود در ذهن مشتریان به دست آورند. در حالی که عدم تمرکز بر خدمات ویژه و گروه مشتریان خاص نمی تواند آنها را به این هدف برساند. شرکت بیمه ای که سعی دارد به همه نوع مشتری خدمات ارائه دهد تبدیل به یک مرکز فروشی می شود که مشتریان اگر نتوانند خدمات مورد نیاز خود را از طریق آن تأمین کنند به راحتی به سراغ فروشگاه دیگری می روند تا نیاز خود را برآورده کنند.

 برند سازی

در حالی که در خدمات بیمه ای باید اعتماد و وفاداری در بین مشتریان ایجاد شود تا موجب دوام یک شرکت در بازار و در میان سایر رقیبان باشد. حال که در خصوص اهمیت ایجاد جایگاه میان مشتریان در برندسازی را متوجه شدیم در ادامه به ارائه راهکارهایی می پردازیم که با استفاده از آنها بتوانید مزیت نسبی برای برند خود ایجاد کنید تا در برندسازی موفق باشید.

یک) داشتن برنامه و نظم

داشتن برنامه و رعایت نظم در انجام هر کاری شما را در مسیر موفقیت قرار می دهد. کسب و کاری که برنامه مشخصی برای فعالیتهای خود ندارد یا حتی در صورت داشتن برنامه مشخص آن را به صورت منظم انجام نمی دهد یا در انجام آنها کوتاهی می کند نمی تواند انتظار موفقیت و برندسازی موفقی داشته باشد. در بسیاری از برندهای بزرگ دنیا رعایت اصل برنامه و نظم از اساسی ترین راهکارهایی است که بتوانند به صورت منظم و دقیق به کار خود ادامه دهند تا اعتماد کافی در میان مشتریان را ایجاد کنند و این مقدمه یک برندسازی موفق است.

به ویژه داشتن نظم برای برندهای بیمه از اهمیت زیادی برخوردار است چرا که مشتریان تصور می کنند نظم یکی از مسائلی است که می تواند به آنها کمک کند تا به خدمات بیمه ای اطمینان پیدا کنند. بنابراین ، سعی کنید فعالیتهای خود را نظم ببخشید و در ارتباط با مشتریان خود از اصل برنامه و نظم استفاده کنید.

دو) افزایش کیفیت خدمات

کیفیت محصول یا خدمات به عنوان مهمترین عنصر در میان مشتریان می باشد. مهم نیست چه محصول یا خدماتی را به مشتری ارائه می دهید ، این کیفیت محصول یا خدمات شماست که تعیین می کند تا چه حد از بازار را می توانید به دست آورید و تبدیل به یک برند شوید. برای رسیدن به این اصل ، به صورت مداوم باید در حال تحقیق و بررسی نیازهای به روز شده مشتریان خود باشید. اگر امروزه بیمه شدگان به خدمات متفاوت تری نیاز دارند باید نیازهای آنها شناسایی و در اسرع وقت به فکر تأمین آنها باشید.

این اصل از این لحاظ مهم است که اگر خدمات شما به روز نشوند نمی توانید مشتریان را به خدمات خود امیدوار کنید. پس بهتر است مدام به فکر به روز کردن خدمات رسانی خود به مشتریان باشید. اگر این کار را انجام ندهید ؛ مشتریان شما برای اینکه نیازهای خود را تأمین کنند باید از خدمات سایر شرکتها استفاده کنند و این منجر به از دست رفتن بخش قابل توجهی از مشتریان شما خواهد شد.

نظر شما

نقش پالتهای رنگی در برندسازی

رنگها نقش بسیار مهمی در برندسازی دارند. هر رنگی متناسب با یک نوع فعالیت و تداعی کننده احساسات مختلف است. بنابراین مهم است که رنگ مناسبی را برای برند خود انتخاب کنید. حتی رنگها پیشینه های تاریخی و احساسات نوستالژیکی دارند که بدون هیچ تلاشی می توانند این احساس را به مخاطبان خود منتقل کنند. […]

رنگها نقش بسیار مهمی در برندسازی دارند.

هر رنگی متناسب با یک نوع فعالیت و تداعی کننده احساسات مختلف است. بنابراین مهم است که رنگ مناسبی را برای برند خود انتخاب کنید. حتی رنگها پیشینه های تاریخی و احساسات نوستالژیکی دارند که بدون هیچ تلاشی می توانند این احساس را به مخاطبان خود منتقل کنند. قبل از طراحی برند خود از میان یک پالت رنگی سعی کنید اصلی ترین رنگی که مد نظرتان است را انتخاب کنید. بعد از انتخاب رنگ اصلی برند خود می توانید سایر رنگهایی که مکمل رنگ اصلی هستند را انتخاب کنید.

رنگ ها ابزارهای قدرتمندی هستند که به خوبی می توانید از آنها برای هدفهای مختلف و منافع خود استفاده کنید. کارشناسان و متخصصان معتقد هستند رنگی که برای شما مناسب نیست می تواند مناسب ترین رنگ برای یک شغل و برند دیگر باشد. به همین دلیل باید سعی کنید یک رنگ قابل قبول برای برند خود انتخاب کنید. به عنوان مثال ، رنگ سفید براق با اینکه یک انتخاب ساده و معمول است ولی همیشه هم نمی تواند بهترین انتخاب باشد.

همچنین رنگ خاکستری روشن یا رنگهایی که در تم رنگ سفید است چون ساده و قابل قبول هستند در بسیاری از برندها سعی می شود از آن استفاده کنند در حالی که مهمترین اصل ، انتخاب رنگ مناسب برای برند است نه حتماً یک رنگ خنثی یا قابل قبول برای همه برندها !

از این نوع بازاریابی برای برند سازی ،  به رنگ محصول خود توجه کنید ، محصولات شما ممکن است رنگهای مختلفی داشته باشند. به عنوان مثال ، محصولی که رنگ آن روشن است برندتان را با سایر رنگها و چه بسا رنگهای تیره تر معرفی کنید. به عنوان مثال ، محصولی که غالباً رنگ آن سفید است بهتر است برای برند خود رنگ سیاه ، صورتی یا سبز را انتخاب کنید. رنگی که برای تجارت شما مناسب نیست می تواند مناسب ترین رنگ برای دیگر تجارتها باشد. علاوه بر اینها ، شما از رنگ اصلی و مد نظر خود در تبلیغات استفاده خواهید کرد.

اگر از رنگهای مختلف و متعددی استفاده کنید مشتریان در یک سردرگمی فرو خواهند رفت و نمی توانند پیام اصلی شما را دریافت کرده با برندتان ارتباط برقرار کنند. بنابراین ، اگر همیشه به فکر رنگهای روشن باشید و چنین تصور کنید که با انتخاب این رنگها می توانید آرامش را به مخاطبان خود منتقل کنید قطعاً موفق نخواهید شد.

 فرض کنید برای یک برند مواد غذایی در حال تبلیغ هستید یا قصد معرفی آن را دارید قطعاً انتخاب رنگهای سفید و خاکستری و خنثی اصلاً رنگ مناسبی نیست چرا که مردم ترجیح می دهند غذاها و مواد خوراکی را با رنگهای متنوعی تصور کنند که نشان دهنده کیفیت و طعم های دوست داشتنی برای آنهاست. همچنین لازم است به سایر رقیبهای خود نیز توجه کرده و دقت کنید که آنها معمولاً در صنف مربوط به فعالیت شما از چه نوع رنگهایی برای کسب و کارشان استفاده می کنند.

نکته ظریف این مسئله در این است که نباید عین همان رنگ رقیبان خود را انتخاب کنید بلکه باید رنگی که در آن طیف است را برگزینید که نشان دهنده نوع فعالیت ، هدف و هماهنگی شما با رقیبانتان است. با یک مثال شاید این موضوع را بهتر درک کنید. فرض کنید بیشتر رقیبان شما برای معرفی خود و برندشان از رنگ صورتی استفاده می کنند.

شما از آنجایی که به دنبال ایجاد تنوع و همچنین انحصار در فعالیت خود هستید بهتر است رنگهای نارنجی و زرد را که همان احساس را منتقل می کنند ولی متفاوت تر هستند انتخاب کنید. در نهایت به شما پیشنهاد می کنیم در انتخاب رنگ مناسب برای برندتان بهتر است از شرکتها و افرادی که در این زمینه تخصص و تجربه کافی را دارند استفاده کنید.

نظر شما

سه اصل اساسی در شخصیت برندها

بارها در نوشته های مختلف به این موضوع تأکید کرده ایم که برندها و انسانها از بسیاری از جهات شبیه یکدیگر هستند. رفتار کردن در ارتباط با دیگران از وجهه های مشترک برند و انسان است و همین موجب می شود هر آن چیزی که موجب جذب یا دفع دیگران در ارتباطهای انسانی شود در […]

بارها در نوشته های مختلف به این موضوع تأکید کرده ایم که برندها و انسانها از بسیاری از جهات شبیه یکدیگر هستند.

رفتار کردن در ارتباط با دیگران از وجهه های مشترک برند و انسان است و همین موجب می شود هر آن چیزی که موجب جذب یا دفع دیگران در ارتباطهای انسانی شود در ارتباط بین برند با انسانها نیز صادق باشد. هر چیزی که برای موفقیت یک انسان لازم است برای موفقیت یک برند نیز لازم می باشد. در این میان سه اصل در ارتباطات انسانی وجود دارد که شخصیت و ثبات شخصیت برند بر پایه آن اصول است.

یک) اصل منطق

در این اصل ، منافع و فرصتها مطرح است. انسانها و برندها به این می اندیشند که چه چیزی موجب سود بردن آنها می شود و یا از چه فرصتهایی می توانند برای به دست آوردن آن سودها استفاده کنند. این بخش که تشخیص می دهد چه چیزی به سود او است و چه فرصتهایی می تواند برای او ایجاد شود مربوط به بخش منطق است. برندها و انسانها از طریق توانایی عقلی و منطقی خود با تجزیه و تحلیل کردن شرایط به صورت منطقی به این نتیجه می رسند که چه چیزی برای آنها سودمند است و از چه فرصتهایی می توانند برای رسیدن به این منافع استفاده کنند.

دو) اصل هیجان

این اصل مربوط به احساسات و علاقه مندیهای برند و افراد می باشد. هر انسانی تشکیل شده از علاقه مندیهای مختلف که تمایل دارد به آنها دست پیدا کند. از طرفی ، هیجانات منفی نیز وجود دارد که هم بر اساس اصل منطق و هم بر اساس اینکه انسانها و کلاً موجودات زنده آسیب گریز هستند سعی می کنند از این هیجانات منفی اجتناب کنند. گام گذاشتن در مسیر رسیدن به علاقه مندیها و به دست آوردن آنها برای هر انسانی سرشار از هیجانات و احساسات مثبت و نیرومند است.

برندها نیز از این ویژگی برخوردار هستند. برندها نیز علایقی دارند که رسیدن به آنها موجب ایجاد احساسات مثبت در آنها می شود. همچنین برندها به خوبی می دانند که این احساسات و هیجانات برای مخاطبان و مشتریان آنها بسیار ارزشمند است پس برای رسیدن به آن و خلق چنین احساساتی به مشتریان خود یاری می رسانند.

سه) اصل قوانین

احساس مسئولیت از دیگر اصول شخصیتی در برندها و انسانهاست. همانطور که هر انسانی در طول زندگی خود مسئولیت و وظیفه ای دارد و نسبت به آن احساس تکلیف می کند. برندها نیز مسئولیتهایی را برای خود تعریف می کنند و با ایجاد احساس تکلیف سعی می کنند به این اهداف و مسئولیتهای خود برسند.

حال یکی از مهمترین نکات قابل ذکر این است که قدرت انگیزاننده در هر کدام از این سه بخش متفاوت است. به عنوان مثال ، همه انسانها به خوبی می دانند که مسائلی که احساسات آنها را تحریک می کند بسیار قوی تر از مسائل منطقی است. حتی در بسیاری از اوقات احساسات به قدری قدرتمند می شوند که انسانها دست به کارهای غیر منطقی نیز می زنند و تنها دلیل آنها این است که علاقه مند بوده یا احساس انزجار و نفرت کرده است.

با پرداختن به سه اصل اساسی در شخصیت انسانها و برندها در این مقاله ، به خوبی متوجه شدیم که هر برندی سه بخش دارد که هر کدام در جایگاه خود از اهمیت زیادی برخوردار است. اما در این میان ، بخش احساسات و اصل هیجان بسیار قوی تر است و برندها  در زمینه های مختلف از این ویژگی برای اثر گذاریهای شدید بر روی مخاطبان خود استفاده می کنند. به همین دلیل پیشنهاد می شود در زمینه تبلیغات و مشتری یابی به اصل هیجان بیش از دو بخش دیگر توجه شود. البته این توجه نباید به گونه ای باشد که سایر بخشها نادیده یا کمرنگ انگاشته شوند چرا که هم اصل منطق و هم اصل قوانین نیز پس از مطرح شدن اصل هیجانات مطرح شده و از اهمیت زیادی برخوردار هستند.


شباهت برندها و انسانها

ابعاد شخصیت یک برند Brand Personality

راهکارهای کاربردی در برندسازی عاطفی برای مشتریان

آشفتگی هویت در برندهای ایرانی

نظر شما

شباهت برندها و انسانها

برندها و انسانها شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند که همین موجب شده است برندها یکی از حساس ترین موضوعات در کسب و کارها باشند. هر آن چیزی که برای موفقیت یک انسان در زمینه فعالیتش مهم است برای برندها نیز صدق می کند. شما معمولاً با چه دسته از افراد دوست دارید تعامل داشته […]

برندها و انسانها شباهت بسیار زیادی با یکدیگر دارند که همین موجب شده است برندها یکی از حساس ترین موضوعات در کسب و کارها باشند.

هر آن چیزی که برای موفقیت یک انسان در زمینه فعالیتش مهم است برای برندها نیز صدق می کند. شما معمولاً با چه دسته از افراد دوست دارید تعامل داشته باشید ؟ آیا شخصیت ، ویژگیهای اخلاقی ، ظاهری و … برای شما مهم است ؟ قطعاً پاسخ بسیاری از شما مثبت است و شخصیت و ویژگیهای اخلاقی افراد را مهمترین جنبه انتخاب خود می نامید. برای اینکه بتوانید در زمینه برندسازی موفق باشید باید انسانها و رفتارهایشان را خوب بشناسید.

نه به این دلیل که قصد دارید روی مخاطبان و مشتریان خود اثر بگذارید ، بلکه به خاطر اینکه هر ویژگی که از نظر شما مثبت است می تواند در یک برند به ظهور برسد و جذابیت آن را برای مخاطبان و مشتریان افزایش دهد. چند ویژگی مهم و اصلی که بین انسان و برند مشترک است و دانستن این ویژگی ها به شما کمک می کند تا بتوانید یک برند جذاب برای مخاطبان خود بسازید را در ادامه اشاره می کنیم.

یک) اعتماد

مسلماً همه شما علاقه مند هستید با فردی که ارتباط برقرار می کنید یا به عنوان دوست انتخاب می کنید فرد قابل اعتمادی باشد. همانطور که اعتماد یکی از عناصر اصلی در روابط بین فردی  است و می تواند یک ارتباط را تداوم بخشیده یا از بین ببرد ، در ارتباط برند با مشتریانش نیز این موضوع صدق می کند. اگر افراد نتوانند به برند شما اعتماد کنند تمایلی به برقراری یا ادامه ارتباط با شما ندارند. پیشنهاد می شود سرگذشت برندهای موفق و ناموفق را مطالعه کنید تا به اهمیت این موضوع پی ببرید.

دو) ثبات در رفتار

یکی از مسائلی که موجب شکل گیری اعتماد در افراد می شود مشاهده ثبات در رفتار افراد است. یعنی اگر افراد بدانند که شما ثبات رفتاری و شخصیتی دارید به خوبی می توانند واکنش شما در موقعیتهای مختلف را پیش بینی کنند و متناسب با آن رفتار کنند. بنابراین نگران این نیستند که در ارتباط با شما سردرگم شوند و ندانند که چگونه باید رفتار کنند یا رفتار شما را چگونه پیش بینی کنند.

به همین دلیل ، به راحتی به شما اعتماد می کنند و شما را به دیگری ترجیح می دهند چرا که قابل پیش بینی بودن چه برای افراد چه برای رویدادها از جمله ویژگیهایی است که به افراد احساس آرامش و راحتی خیال می دهد. پس سعی کنید رفتار و عملکرد برند خود را با ثبات نگه دارید تا مشتریان بتوانند به شما اعتماد کنند. اگر برند شما در موقعیتهای مختلف ، رفتار متفاوتی داشته و موضع مشخصی برای خود نداشته باشد مشتریان نمی توانند رفتار آن را پیش بینی کنند و در نتیجه به آن اعتماد نمی کنند.

سه) چارچوب و قوانین

همانطور که افراد دارای چارچوب رفتاری برای بسیاری از افراد جذاب و قابل اعتماد هستند. برند نیز لازم است دارای چارچوبهای رفتاری ، باوری و اعتقادی و شعاری باشد تا بتواند شخصیتی جذاب و تأثیر گذار در بین مشتریان داشته باشند.

چهار) مستقل و منحصر به فرد بودن

سعی کنید برند خود را منحصر به فرد معرفی کنید و در رفتار و اعمال خود دارای استقلال باشید. همانطور که افراد وابسته یا افرادی که کارها و اعمال خود را از دیگران کپی برداری می کنند هیچ جذابیتی برای شما ندارند و نمی توانید به عنوان یک فرد مستقل ، توجه شما را جلب کنند و اعتمادتان را به دست بیاورند ، چرا که با هر بادی ممکن است بلرزند ؛ برندها نیز دقیقاً همینطور هستند  و داشتن استقلال در هدف و عملکرد از جمله ویژگیهای مهم برای آنها است.

نظر شما

بهترین ترفندها در برندسازی خدماتی

 برندسازی از اصول اولیه بازاریابی است. ساختن یک برند یا نام تجاری در ذهن مشتریان یکی از هدفهای اصلی هر کسب و کاری است که تلاش می کنند این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. به ویژه با افزایش رقابت ها و ابزارهای مختلف تبلیغاتی و برندسازی که امروزه گسترش پیدا کرده است […]

 برندسازی از اصول اولیه بازاریابی است.

ساختن یک برند یا نام تجاری در ذهن مشتریان یکی از هدفهای اصلی هر کسب و کاری است که تلاش می کنند این کار را به بهترین شکل ممکن انجام دهند. به ویژه با افزایش رقابت ها و ابزارهای مختلف تبلیغاتی و برندسازی که امروزه گسترش پیدا کرده است برندسازی از واجبات یک کسب و کار محسوب می شود. برای برندسازی باید از حوزه های مختلف وارد عمل شد. به عنوان مثال در یک برندسازی شما با بخشهای اصلی که باید در برندسازی مورد توجه قرار بگیرند سر و کار دارید. دانستن این بخشها و راهبردهای هر کدام برای برندسازی کردن از جمله اقدامات مهم و ضروری محسوب می شود.

یک) معرفی نام تجاری

قبل از هر چیزی شما باید به فکر معرفی کردن نام تجاری خود باشید. می توانید از امکانات تبلیغاتی به ویژه از طریق رسانه های پر مخاطب به معرفی برند خود بپردازید. مهمترین موضوع در این مرحله این است که نام تجاری شما در ذهن مخاطبان نقش ببندد. برای معرفی کردن خود بهترین کار این است که مکانها و بخشهای مختلف محل کار خود را به مخاطبان نشان دهید. می توانید در تبلیغاتی که برای برندسازی انجام می دهید به معرفی و نشان دادن تصاویر یا فیلم های بخشهای مختلف محل فعالیت خود را به مخاطبان نشان دهید. بهتر است تجهیزات پیشرفته و کارکنان آراسته خود را در این فیلم ها نشان دهید تا اعتماد مشتریان و مخاطبان افزایش پیدا کند.

دو) انتخاب سمبل مناسب

بیشتر فرآیند برندسازی مربوط به نحوه خدمات و فعالیتهایی است که با رقیبان خود وجه تمایز دارید. در واقع مزیتهای رقابتی شما به عنوان اهرم اصلی در برندسازی هستند. اما نمی توانیم منکر تأثیر نمادها و سمبل ها در برندسازی باشیم. در کنار افزایش و بهبود مزیتهای رقباتی خود باید به جا انداختن تصویر و نماد برند خود در ذهن مشتریان نیز توجه داشته باشید. هدف از این کار برقرار کردن ارتباط بین نام شرکت و با سمبل یا نماد مربوط به آن است. در این مرحله باید در انتخاب نماد خود دقت و حساسیت کافی را داشته باشید. اگر نماد اشتباهی را برای برند خود انتخاب کنید که به لحاظ اجتماعی و فرهنگی یا معرفی نماد ، توانایی برقراری ارتباط با مخاطبان را نداشته باشد یا مشکلاتی را ایجاد کند ، تمامی زحمات شما به هدر خواهد رفت.

 سه) کیفیت ارائه خدمات

شرکتهای خدماتی معمولاً جزء شرکتهایی هستند که نحوه ارائه خدمات آنها می تواند اهرم اصلی رقابتشان باشد. به عنوان مثال ، بیمه ها از جمله شرکتهای خدماتی هستند که افراد تا نیاز پیدا نکنند به سراغ آن نمی روند. حتی در برخی از اوقات از اینکه پول خود را صرف خرید این بیمه ها می کنند حس خوشایند یا اطمینان خاطر ندارند.بنابراین ، این دسته از شرکتها باید با خلاقیت و انتخاب درست هدف خود و خدمات فوق العاده و مناسبی که به مخاطبان ارائه می دهند مسیر برندسازی خود را هموارتر کنند. از جمله اقدماتی که برندسازی همین شرکتهای بیمه ای که برای مثال استفاده شد می تواند سرعت و زمان رسیدگی به پرونده ها باشد. هر چیزی که رقیبهای شما در آن ضعیف تر عمل می کنند می تواند به عنوان وجه تمایز و مزیت رقابتی شما محسوب شود.

چهار) محسوس سازی خدمات

یکی از مشکلات عمده ای که برندهای خدماتی دارند این است که عدم محسوس بودن محصول آنها موجب می شود مخاطبان و مشتریان نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند یا به صورت عینی شاهد مزیتهای استفاده از آن باشند. در حالی که برای برندسازی یک نماد ، لازم است مشتراین از اهمیت و مزیتهای یک نماد آگاهی داشته باشند. برای این منظور شما می توانید افرادی که از خدمات شما استفاده کرده اند و راضی هستند را به مخاطبان نشان دهید تا خدمات خود را به شکل محسوس تر به مخاطبان نشان داده باشید.

نظر شما

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi موضوع این مقاله آموزشی در مورد برندسازی است. شرکت شیائومی یک شرکت تولیدی الکترونیکی است که در چین قرار دارد. می توانیم این شرکت را یکی از رقیب های اصلی در تولید گوشی های هوشمند برای شرکتهای بزرگ دنیا به حساب بیاوریم. شرکت شیائومی با اینکه نام سختی برای تلفظ […]

استراتژی برندسازی شرکت شیائومی Xiaomi موضوع این مقاله آموزشی در مورد برندسازی است.

شرکت شیائومی یک شرکت تولیدی الکترونیکی است که در چین قرار دارد. می توانیم این شرکت را یکی از رقیب های اصلی در تولید گوشی های هوشمند برای شرکتهای بزرگ دنیا به حساب بیاوریم. شرکت شیائومی با اینکه نام سختی برای تلفظ کردن دارد ولی توانسته است در میان کاربران و استفاده کننده های گوشی های هوشمند محبوب باشد و بازار خوبی را برای خود به دست آورد. این شرکت در ابتدای ورود خود به بازار توانست با رشد بسیار بالایی که به دست آورده بود و میزان فروش بالایی که داشت ، اکثر بازارهای چین را در اختیار بگیرد. همچنین بازارهای او در کشورهای هند و مالزی نیز گسترش پیدا کرد. علت این موفقیت را می توانیم در برندسازی این شرکت بدانیم. در این مقاله به چند روش اصلی در برندسازی این شرکت اشاره می کنیم.

یک) ارزان بودن محصولات

گوشی های هوشمندی که شرکت شیائومی می ساخت و وارد بازار می کرد در مقایسه با سایر گوشی های هوشمندی که در بازار وجود داشت بسیار ارزان قیمت بود. به همین دلیل ، از تمامی اقشار جامعه می توانستند این گوشی را تهیه کنند و همین محبوبیت این برند را افزایش داده بود. ارزان بودن یک کالا به این معنی است که می توانیم این کالا را حداقل در بین ۶۰-۷۰ درصد جامعه گسترش دهیم و مشتریانی را از طبقات پائین و متوسط جامعه که در هر جامعه ای اکثریت را تشکیل می دهند به دست آوریم.

دو) کیفیت بالای محصولات

بسیار جالب است که بدانیم شرکت شیائومی با اینکه محصولات ارزان قیمت و گوشی های ارزانی را وارد بازار می کرد ولی در مقایسه با محصولاتی که قیمت بالاتری داشتند از نظر کیفیت می توانست با آنها به خوبی رقابت کند. همین موجب شد محبوبیت این برند بیش از پیش بالا رود و افراد زیادی به فکر خرید و تهیه کردن محصولات این شرکت باشند. کیفیت بالای یک محصول می تواند از جمله مهمترین استراتژیهای یک شرکت و مشاور برندسازی برای برندسازی باشد.

سه) خلاقیت و تنوع در تولید محصولات

خلاقیت عنصر اصلی یک برند باید باشد. شرکت شیائومی از این ویژگی به خوبی توانست استفاده کند. آنها خلاقیت را وارد فعالیت و تولید محصولات خود کردند و به زودی توانستند در بازار به شهرت برسند. یکی از خلاقیتهایی که این شرکت به کار برد ، تولید محصولات متنوع بود. زمانی که یک شرکت محصولات متنوعی را تولید می کند یعنی تولید خود را گسترش داده و می تواند مشتریان بیشتری داشته باشد.

شرکت شیائومی نیز پس از اینکه گوشی های هوشمند خود را وارد بازار کرد و توانست مشتریان زیادی را پیدا کند و توانایی ها و حسن نیت خود را با محصول ارزان و کیفیت بالا به مشتریان نشان دهد ؛ حال در مرحله بعدی ، شروع به تولید انواع دیگری از محصولات الکترونیکی کرد. در این مرحله شروع به تولید سایر محصولات همچون دستگاه تصفیه هوا ، تلویزیون ، هدفون ، هندزفری ، دوربین ، لپ تاپ ، تبلت ، جاروبرقی ، پاوربانک و محصولاتی از این دست کرد.

چهار) خلاقیت در تغییر نام برند

شرکت شیائومی به خوبی می دانست که تلفظ نام این شرکت سخت است و از جمله اصول روانشناسی که در برندسازی به کار می رود این است که یک نام جذاب که خوش آهنگ و خوش تلفظ است برای برند خود انتخاب کنند. به همین دلیل این شرکت نام برند خود را که شیائومی بود به mi که خلاصه شده نام این شرکت بود تبدیل کرد. مشتریان برای تلفظ کردن این نام راحت تر بودند و از طرفی زمانی که قرار است نام یک برند یا لوگوی آن طراحی شود می توانیم از این اسامی مختصر شده یا همین دو حرف به خوبی در ساختن لوگو و طراحی برند استفاده کنیم. در واقع شرکت شیائومی با خلاقیت خود توانست از نام تا عملکرد برند خود را به گونه ای هدایت کند که توجه مشتریان و بازار را بسیار سریع به خود جلب کند.

برند شیامی - لوگو شیامی

نظر شما

راهکارهای کاربردی در برندسازی عاطفی برای مشتریان

برندسازی که به طور مستقیم به احساسات و عواطف و خواسته های مشتریان توجه دارد و سعی می کند از این جنبه بر مشتریان تأثیر بگذارد برندسازی عاطفی می گویند. تجربه و نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است به بیشترین محرکی که افراد پاسخ مثبت نشان می دهند محرکهایی است که بتوانند احساسات آنها را […]

برندسازی که به طور مستقیم به احساسات و عواطف و خواسته های مشتریان توجه دارد و سعی می کند از این جنبه بر مشتریان تأثیر بگذارد برندسازی عاطفی می گویند.

تجربه و نتیجه تحقیقات مختلف نشان داده است به بیشترین محرکی که افراد پاسخ مثبت نشان می دهند محرکهایی است که بتوانند احساسات آنها را بر انگیزانند. زمانی که احساسات افراد تحریک شود ، معمولاً به صورت غیر منطقی فکر و عمل می کنند. به همین دلیل بسیاری از برندسازها به این واقعیت پی برده اند و تلاش می کنند از این ویژگی روانی انسانها برای برندسازی استفاده کنند. از آنجایی که امروزه به دلیل شبکه های اجتماعی قدرت این را دارند که در کسری از ثانیه مقدار زیادی اطلاعات را به مخاطبان ارائه داده و منتشر کنند.

بنابراین ، فاصله شما با رقیبانتان برای منتشر کردن و ارائه اطلاعات و پیامهای تبلیغاتی یا معرفی خودتان بسیار کم می شود. همچنین افراد به حدی اطلاعات دریافت می کنند که پس از مدتی به بسیاری از آنها توجه نمی کنند. پس لازم است تغییری در برنامه ها و استراتژیهای برندسازی خود انجام دهید تا بتوانید مخاطبان بیشتری را به خود جلب کنید. یکی از این استراتژیها استفاده از عواطف و هیجانات مخاطبان و مشتریان است. تحریک شدن احساسات آنها منجر به این می شود که ارتباط طولانی تری با شما داشته باشند و همچنین به شما اعتماد بیشری کنند.

شاید تصور شما این باشد که با یک استراتژی یا برنامه ساده می توانید به زودی به این هدف خود برسید. باید به شما بگوییم که برای رسیدن به این هدفتان باید زمان خود را نیز صرف کنید تا بتوانید چنین تغییر و اثرگذاری را ایجاد کنید. برندسازی تنها به معنی طراحی لوگو و تبلیغات نیست بلکه عنصر اصلی برندسازی همان ارتباط احساسی و عاطفی با مشتریان است. این ارتباط است که می تواند در طولانی مدت برای برند شما سود ساز باشد. بهترین مثال برای درک عمق برندسازی عاطفی و احساسی این است که بسیاری از مردم خریدهای خود را بر اساس احساسات خود انجام می دهند. حتی در ۸۰ درصد خریدهای مشتریان این احساسات آنهاست که مشتریان را وادار به خرید می کند نه نیازهای آنها به یک کالا !

این که شما بتوانید این ارتباط احساسی را با مشتریان خود برقرار کنید به بازاریابهایتان بستگی دارد و اینکه آنها از چه استراتژیها و برنامه هایی برای اجرا کردن چنین هدفی استفاده کنند. به همین منظور بهتر است با افرادی که در این زمینه تخصص و تجربه کافی را دارند مشورت کنید تا با صرف هزینه های کمتر ، بیشترین و بهترین را نتیجه را بگیرید. چرا که شما نمی توانید در تمامی بخشهای کسب و کار خود به تخصص کافی دست پیدا کنید پس بهترین روش این است که از تجربه و دانش افراد حرفه ای در این زمینه استفاده کنید و مسیر مشخص و واضحی را برای خود انتخاب کنید. از جمله روشها و استراتژیهای مناسب برای رسیدن به این هدف را در ادامه مطرح می کنیم.

یک) اهمیت وجود مشتریان

مشتریان شما باید به این باور برسند که تنها چیزی که برای شما مهم است خواسته ها ، نیازها ، تقاضاها و سلیقه آنهاست. تا زمانی که نتوانید این احساس را در آنها ایجاد کنید نمی توانید به برندسازی احساسی و عاطفی دست پیدا کنید. مشتریان با دیدن نام و لوگوی برند شما باید مطمئن باشند که شما برای آنها تلاش می کنید و همواره رضایت آنهاست که برایتان مهم است. اگر بتوانید چنین فکر و احساسی را به مشتریان و مخاطبان خود القا کنید قطعاً در زمینه برندسازی موفق خواهید بود و می توانید اطمینان داشته باشید که از رقیبان خود جلوتر هستید چرا که مشتریانتان همیشه شما را به آنها ترجیح می دهند.

دو) شناخت ویژگیهای شخصیتی و روانی مشتریان

برای اینکه به هدف اول خود که در بالا مطرح شد دست پیدا کنید باید مشتریان خود را به خوبی بشناسید. شما نمی توانید تمامی روشها را آزمون و خطا کنید تا به روشی که برای مشتریان شما مناسب تر است دست پیدا کنید. چرا که هم زمان و هم بودجه شما محدود است. پس برای این منظور باید نظر خواهی های وسیع به صورت مستقیم و غیر مستقیم راه اندازی کنید و تحقیقات وسیعی از پتانسیلهای بازار کنونی داشته باشید تا بتوانید مناسب ترین روش را انتخاب کنید.

سه) اشتراک در لحن و روش

برای اینکه بتوانیم خودمان را در ذهن و احساس دیگران تثبیت و ماندگار کنیم باید همیشه از یک لحن و روش استفاده کنیم. اگر شما هر از گاهی از روشها یا لحنهای مختلف استفاده کنید نمی توانید هماهنگی و انسجام خود را به مخاطبان نشان دهید و تغییر در روشها و لحن شما نمی تواند اثر گذاری ماندگاری بر مشتریان بگذارد. این هماهنگی و ثبات می تواند موجب اعتماد بیشتر مشتریان شود.

چهار) دوستانه و صمیمی باشید

سعی کنید چهره ای صمیمانه و دوستانه برای مشتریان خود بسازید. اگر مشتریان شما با شما احساس صمیمیت داشته باشند دیگر قیمت محصول یا کیفیت آن نیست که برایشان مهم است بلکه فقط برای اینکه علاقمند به شما هستند آن را خریداری می کنند. این صمیمیت و دوستی ، موجب احساس دوستی با شما می شود  و حتی به عنوان تبلیغ گران دهان به دهان برای شما خواهند بود.

نظر شما